تبلیغات
كتابیست - مطالب معرفی کتاب داستان ورمان ایرانی

كتابیست

«آفتاب پرست نازنین» رمانی است به قلم محمدرضا کاتب که با انتشارش توانست مخاطب بسیاری را نیر به خود جذب کند. چنانکه پیش از این توانسته لقب یکی از محبوب ترین کتابهای منتشره در سالهای اخیر را به خود اختصاص دهد.
کتاب دارای ده بخش با دو زاویه دیدگاه متفاوت است که روایت نقطه جغرافیایی در نزدیکی مرز ایران و عراق را نقطه ثقل داستانی قرار میدهد و این چنین دو روایت موازی با هم را رویکرد داستانی خود  گماشته است. اولی روایت دختری ایرانی عراقی است که وسط زمستان تنها در انباری یک کارگاه مجسمه سای زندگی میکند و یک بند فکرهای عجیب و غریب در سرش می­پروراند. دومی هم روایت یک پیرمرد عراقی با پسر و نوه­هایش که برای انتقام خون یکی از اعضای خانوادشان، دنبال یک سرهنگ عراقی هستند که به ایران گریخته است. زمان روایت داستان سالها پس از جنگ تحمیلی عراق علیه ایران است که با ایماء و اشاره های نویسنده میتوان از آن مطلع شد. در عین حال میتوان رمان را از زیرمجموعه رمانهای جنگ دانست که به تبعات جنگ و حواشی آن وارد میشود.

ادامه مطلب

نظرات() 

«رضا قلی می ترسید حیات فهمیده باشد که او واقعا کیست و چه کار دارد آن جا. حتما جاسوس هایش خبر آمدنش را به او داده بودند. اگر حیات می دانست رضاقلی ، جای آتش ، تو کوه ، سرکرده شده و قرار است از این به بعد با او بجنگد ، نمی گذاشت این قدر بهش نزدیک شود. اگر همه چیز را می دانست و باز گذاشته بود، رضاقلی زنده بماند ، پس او داشت همان کاری را می کرد که حیات می خواست ازش : حیات حتما ازش خواسته بود بیاید نگهبان ابرو بشود و مواظب او و افیون هایش باشد. شاید افیون ها هر دوشان را وادار به این کار کرده بودند.
**
یک مرد شورشی، که بر یاران شورشی خود شوریده، سری پرشور دارد و عاشق همسرش گیسوست. گیسو برای نجات ابرو باید با حیات روبه رو شود. حیات پیام می دهد که اگر نیایی زجر می کشی. ابرو عاشق زجر است. همین زجرهاست که هگمتانه را می کند حکمتانه...
 ظاهرا داری داستانی تاریخی از ایران می خوانی؛ فضاهای آشنا، اسم های ناآشنا اما فارسی، آدم هایی که قابل لمس اند اما قابل درک نه! همدیگر را زجر می دهند و این گونه به هم پیام می دهند. انگار نمی شود به دیگر بدون شکنجه کردن و شکنجه دیدن، چیزی را فهماند.

ادامه مطلب

نظرات() 

 یک تله ی به تمام معنا
جدیدترین رمان محمدرضا کاتب، یک تله به تمام معناست؛ اگر اسیر داستان نویس و بازی اش شوی و دم به تله اش بدهی، ممکن نیست که از چم و خم داستان سر دربیاوری و به سلامت کتاب را تمام کنی! رام کننده قصه «تله ها»ست و تله کننده ها و تله شده ها، کسانی که چون تله شده اند زجر می کشند وحکایتی دارد این تله ها که راوی آنچه را که بتوانی فکر کنی از خودِ زندگی و هدف و آرمان در آن گرفته تا شمایل و ریخت و قیافه آدم ها، تله فرض کرده و عده ای را گرفتار آن. پسری تنها، توسط پدرخوانده اش مطلع می شود که تله شده است و تا این تله کار دستش نداده، باید برود سراغ صاحبش یا همان تله کننده. پسر با هزاران سئوال راه می افتد در حالی که نمی داند پدرش، تله رقیب عشقی اش شده یا پدرخوانده اش تله پدرش یا هردوشان تله مادرش. می­ رود سراغ صاحبش که «پدر» می خواندش و او به جای آن که رک و پوست کنده بگوید از او چه می خواهد، درباره تله ها حرف میزند و از تله شده ها فیلم و صدا پخش می کند...

ادامه مطلب

نظرات() 

تب انتقام: عفو و ببخش یا انتقام،
فرحناز علیزاده:"آفتاب پرست نازنین " کتاب جدید محمد رضا کاتب ، نویسنده رمان مطرح " هیس " است که به تازگی توسط نشر هیلا به بازار کتاب عرضه شده است .رمان شامل یازده قسمت است. داستان در ده بخش با دو زاویه دید من راوی گذشته نگر (شوکا) و دانای کل به صورت یک در میان و متناوب بیان می شود. در بخش پایانی نویسنده از ترکیب این دو دیدگاه در متن استفاده می کند.آفتاب پرست نازنین با ژانر واقع گرای مدرن از زیر مجموعه رمان های جنگ ، به تبعات جنگ می پردازد. رمان در بخش ابتدایی با تعلیقی مناسب آغاز می شود؛مرگ مریم و بدن غرق به خونش در بغل شوکا ، تعقیب مریم در کوه توسط اکسیر و نوه هایش و سپس دستگیری آنان، تعلیق مناسبی ایجاد می کند که بانی جذب خواننده به متن می شود. تعلیقی که متاسفانه در طی متن به علت اطناب و زیاده گویی من راوی و هم چنین کتمان گری دانای کل در انتهای داستان از بین می رود . شخصیت اصلی دختری به نام شوکا است که دلیل مرگ پدر و بدبختی هایش را در مادری می بیند که به او لقب آفتاب پرست داده است. شوکا بر خلاف اصرار های فراوان مادر، نزد عمه اش زندگی می کند . او ناخواسته وارد ماجرای دستگیری و شکنجه مریم و هانیه توسط اکسیر و نوه هایش می شود. اکسیر پیر مردی است که پسرش ( خلود)به علت خیانت یکی از عراقی ها کشته شده است. پیر مرد به همراه نوه ها به ایران می آید تا از قاتل پسرش انتقام بگیرد. مریم که گویا زن قاتل خلود است بعد از دستگیری از جواب دادن سر باز می زند و هر بار روایتی جدید ارائه می کند.

ادامه مطلب

نظرات() 

مرگ دیگری...
راوی داستان (سرکار) مامور پلیسی است که دچار آشفتگی ذهنی است و آخرین روزهای زندگی خود را می‌گذراند و مدام خون بالا می‌آورد و ناقل داستانی است که چند شخصیت اسمی با خصلت‌های خاصی هستند؛ «جهان‌شاه» متهم به قتل ۱۷ زن است و با شکافتن سینه زنان می‌خواهد تا تپش قلبشان را بیرون از سینه ببیند و خماری چشمانشان را در حین جان دادن. «پسر صمد» دله‌دزدی که با کش‌رفتن بار گندم مردم زندگی می‌کند و در واقع بچگی خود راوی است؛ «مجید» که به‌خاطر جدا شدن از زنش (عشقش) خودکشی می‌کند و «سرکار» که هر دوشنبه در اتوبان برایش خیرات می‌دهد و منتظر چشم آبی و راننده تریلی است.
داستان با این جملات آغاز می‌شود: «ایستاده‌ بودم‌ روی‌ جدول‌ جوی‌، گِل‌های‌ بغل‌ پوتین‌ راستم‌ را مالیدم‌ به‌ لبه‌ جدول‌. سرشب‌ واکسشان‌ زده‌ بودم‌. دلم‌ می‌خواست‌ وقتی‌ بالای‌ سر جنازه‌ام‌ می‌رسند ببینند ‌تر و تمیز، مثل‌ بچه‌ آقا‌ها مرده‌ام‌....»

ادامه مطلب

نظرات() 

خورشید بر شانهٔ راستشان می‌تابید، که از دیدگاهِ اول‌شخص روایت می‌شود، به نوعی حاصل هشت سال زندگی نویسنده در بلوچستان و همزیستی با مردمان بلوچ آن منطقه است که هم‌زمان با روایت داستانی عاشقانه، از زندگی و فقر و باور‌ها و سنت‌های مردمان بلوچ می‌گوید و روایتی خواندنی از تضاد عشق با تعصباتِ قومیِ مردمان بلوچ می‌سازد.
این رمان كه  موفق به کسب رتبهٔ سوم جشنواره داستان انقلاب سال ۸۹ شد است، پنجمین کتاب افهمی است. از این نویسنده پیش از این رمان‌های «سوران سرد» و «ستاره‌های دب اصغر» و همچنین مجموعه داستان‌های «تاکسی سمند» و «چ‌تر کبود» منتشر شده‌اند.

نظرات() 

"عشق و بانوی ناتمام" از امیر حسن چهل‌تن روایت زیبایی است از دو موضوع كه به موازات هم پیش برده می‌شوند: یكی عشق‌های ناتمام، انتظار دائمی و نیازهای سركوب شده یك زن، دیگری چندگونگی واقعیت و دشواری نوشتن.
رمان از پنج بخش تشكیل میشود. در بخش اول بانویی پیر به نام "ملك" در یك صبح پاییزی در انتظار آمدن نویسنده ای كه باید نوشتن زندگی او را شروع كند، به یادآوری خاطرات خود می‌پردازد. خاطراتی آزار دهنده كه قصد دارد آنها را بنویسد تا بتواند فراموششان كند. درمیابیم كه او در كودكی والدینش را از دست داده و توسط عمویش بزرگ شده است. در ده سالگی عمویش او را به نامزدی پسرش فرخ در می‌آورد، پسرعمویی كه فردای روز نامزدی رهسپار اروپا بوده است. بازگشت او پانزده سال به درازا می‌كشد، و زن جوان تمام این سال‌ها را صبورانه در خانه به انتظار مرد می‌ماند. او تنها وقتی باز می‌گردد كه می‌فهمد شرط دریافت ارثیه‌اش ازدواج با دخترعمویش است. ولی پس از عقد، هیچگاه با زن هم‌بستر نمی‌شود و همواره زن را بدكاره‌ای ارزان قیمت می‌نامد.

ادامه مطلب

نظرات() 

Amerikaner töten in Teheran
در جولای ۱۹۲۴ یک زوج امریکایی، رابرت و کاترین ایمبری، به تهران می آیند بدون این که چیز زیادی راجع به این شهر بدانند. رابرت می خواهد از مراسم مذهبی عکس بگیرد و در جریان آشوب و نا آرامیها کشته می شود. در سال ۱۹۵۳ سیا و سازمان اطلاعات انگلیس، با تشکیل یک شبکه خرابکاری در میان مخالفان مصدق، که در انتخابات آزاد به عنوان نخست وزیر برگزیده شده، حکومت قانونی را سرنگون می کنند. سالهای پس از آن، سالهای حکومت وحشت است. در سال ۱۹۷۸ برادرزاده رابرت ایمبری به تهران می آید تا درباره مرگ عمویش تحقیق کند. عاشق زنی ایرانی، به نام مینا می شود، اما هر دوی آنها در انفجار بمبی در رستورانی که پاتوق امریکایی هاست کشته می شوند. در سال ۱۹۸۸، رضا، برادر دوقلوی مینا و یکی از مخالفان حکومت شاه هم اعدام می شود.خشونت همچنان ادامه پیدا می کرد. امیرحسین چهل تن از نقطه نظرهای متفاوت، رؤیاها و مصائب کشورش را توصیف می کند

ادامه مطلب

نظرات() 

انتشارات رواق تاریخ انتشار : 1357
در مجموعه حاضر شانزده داستان كوتاه از "امیرحسن چهل تن" از دو مجموعه "دخیل بر پنجره فولاد" و "صیغه" درج شده است. تقریبا همه داستان‌های این مجموعه از دید هوشیار و قضاوت كننده یك كودك روایت می‌شوند. در داستان‌های مجموعه "دخیل بر پنجره فولاد" نویسنده درگیر خاطرات دوران كودكی است. داستان‌های این مجموعه تك گویی غربتناك كودكانی است كه با از دست دادن عزیزی، بخش مهمی از معنای زندگی‌شان بر باد می‌رود. راوی داستان‌های مجموعه "صیغه" در خانواده‌ای "دست به دهن" می‌زید و در هر برخورد با هراس‌های اجتماعی و فقر اقتصادی، زخمی تازه بر‌می‌دارد.

دخیل بر پنجره فولاد  نوشته:  امیرحسن چهل تن
ناشر: نگاه   قیمت پشت جلد: 10000
شابک: 964-351-145-6
تعداد صفحات: 164  قطع رقعی - 1383
قیمت پشت جلد: 10000

فهرست مطالب
دخیل بر پنجره فولاد/ سجاده / چشمی که سلام کرد / در دوم / چراغ قرمز / انگار دیروز بود که / صیغه / مصیبت / ساده /
ملاحت / هوو / خانومی / عاقبت / مسافر / حجامت/ امامزاده 

 

نظرات() 

محور اصلی رمان 'عشق 'است ;عشق‌های تلف شده, بی عاقبت و ناتمام .رمان حاوی پنج بخش است .دو شخصیت در مقام نویسنده یکی پس از دیگری در رمان ظاهر می‌شوند .این دو شخصیت قرار است خاطرات بانویی پیر را تحریر کنند . نویسنده نخست, در بحرانی‌ترین لحظات از ادامه کار سر باز می‌زند و آن را به دست نویسنده دیگری می‌سپارد .توفیق دیدار بانوی پیر برای نویسنده جدید حاصل نمی‌شود و او خود تصمیم می‌گیرد تا برای ادامه حکایت, پایانی بیندیشد . اما در این میان چند پرسش اساسی در ذهن او مطرح می‌گردد' :این بانوی عاشق آیا از آغاز وجودی خارجی داشته است', 'آیا او ساخته ذهن نویسنده نخست نبوده است', 'آیا انبوه پیچیده خاطرات رازی را در خود پنهان کرده است', 'آیا اساسا هدف از نوشتن روشن ساختن حقیقت است یا پنهان کردن آن', 'عرف, اخلاق, عادت و سنت آیا در ایجاد ارتباط خلاق انسانی مانع ایجاد می‌کنند 'و 'جهانی که مردان را به شیطنت جنسی تشویق می‌کند آیا چنین شیطنتی را از جانب یک زن به رسمیت می‌شناسد 'با همه آنچه یاد شد, دشواری 'نوشتن 'نیز مضمون دیگر این رمان است .

عشق و بانوی ناتمام/ اثر امیرحسن چهل تن
محل نشر : تهران / نگاه (1381)
قطع : رقعی جلد : شومیز
تعداد صفحه: 200
شابک : ۹۶۴-۶۷۳۶-۵۸-۰
قیمت پشت جلد:  14000 ریال

نظرات() 

عنوان داستان
 امیر حسن چهل‌تن،‌ ماهرانه و شاعرانه، در دو كلمه تكلیف تهران را روشن كرده است: «شهر بی آسمان»، مثل این كه بگوییم: آدم بی سر. نفی آسمان برای فضای زیست یعنی نفی همه چیز. به این ترتیب تهران شهری‌ست كه به هیچ شهر دیگر شباهت ندارد و نمی‌توانیم به تهرانی‌ها بگوییم: «به هر كجا كه روی آسمان همین رنگ است.»
عنوان كتاب،‌ به همین سادگی خواننده را متوجه و منتظر یك اثر انتقادی و یك روایت منفی و بدبینانه می‌كند كه در بعضی از بخش ها همین طور هم هست. اما در بسیاری از موارد به واقعیت نزدیك است و همچنان كه از آغاز قرن بیستم گاهی داستان ها با شخصیت های واقعی در می آمیختند،‌ در این داستان هم نام واقعی ی بسیاری از شخصیت ها را با روایتی از فعالیت مثبت یا بیشتر منفی‌ی آنان ملاحظه می كنیم. داستان بسیار جذاب است و خواننده را از آغاز تا پایان شیفته و سرگرم نگاه می دارد، هر چند نكاتی هم در آن مشاهده می كند كه شاید همدلی‌ی كامل او را نتواند جلب كند.
شخصیت اول داستان،‌ كرامت، موجودی ست كه اوضاع زمان و مكان و شرایط محیط پرورشی،‌ او را به صورت هیولایی در آورده كه آنچه می كند و می گوید، ناچار همان است كه به او تحمیل شده و اقتضای رابطه‌ی طبیعت او با زیستگاه و پرورشگاه اوست: خشن،‌ بی رحم، سودجو،‌ متجاوز به حقوق دیگران،‌ بی هدف، آسان پذیر و مثل همه‌ی افرادی از این دست مجذوب و مرعوب قدرت ها.
چهل‌تن با من از لومپنیزم و حضور آن در این داستان سخن می گوید. آیا می‌توانیم تعریف كاملا روشنی از لومپن به دست بدهیم؟ معمولا بعضی از واژه ها مصادیق متعدد دارند. یا به عبارت دیگر مفهومشان ابعاد مختلفی دارد. تا كنون لومپن را به معنای انگل جامعه،‌ بی هدف و بی آرمان، اهل حزب باد، هوچی، فرصت طلب، گاهی هم عامی و نخود هر آش، یا معجونی از همه ی این معانی به كار برده اند. غرض این كه «آق كرامت» به عقیده ی خود چهل‌تن لومپن است و روند داستان نیز همین حكایت را دارد.

ادامه مطلب

نظرات() 

امیر حسن چهلتن در باره این اثرگفت: بنا به مصالحی صلاح نمی دانم کتابم را چاپ کنم اما به محض اینکه احساس کنم شرایط برای ارایه رمان آماده است آن را منتشر خواهم کرد. در این کتاب نیز تاریخ معاصر ایران را پیش زمینه  کار خود قرار داده ام  و به زندگی انسان ایرانی در دو دهه اخیر پرداخته ام.
در مرداد ماه ( ۱۳۸۸- ۲۰۰۹) رمان «اخلاق مردم خیابان انقلاب» نوشته‌ی امیر حسن چهل‌تن تحت عنوان: «تهران، خیابان انقلاب» با ترجمه‌ی سوزان باغستانی توسط انتشارات کیرشهایم (Kirchheim ) در آلمان منتشر شد و با اقبال گسترده‌ی منتقدان آلمانی‌زبان مواجه گشت. در آبان ماه امسال، در کمتر از سه ماه این اثر به چاپ دوم رسید و اینک ناشر خود را برای چاپ بعدی آماده می‌کند.
«اخلاق مردم خیابان انقلاب» از برخی لحاظ یک رمان عاشقانه‌ی واقع‌گراست. در یک سوی یک مثلث عشقی فتاح قرار دارد و در سوی دیگر مصطفی. این دو مرد که به دو نسل مختلف از انقلابیون دیروز و امروز تعلق دارند به دختری به نام «شهرزاد» دل بسته‌اند. نویسنده به بهانه‌ی یک داستان عاشقانه به زندگی روزانه آدم‌های داستانش راه می‌یابد و موفق می‌شود که تهران امروز را در اثرش بازآفریند.

ادامه مطلب

نظرات() 

 در این فیلم ـ داستان، گروه فیلمبرداری تلویزیون برای ضبط یك برنامه مستند به منزل زن میان سالی می‌روند. پسر این زن، سال‌هاست كه مفقود است؛ اما كسی دلیل واقعی غیبت طولانی او را نمی‌داند؛ شایعات مختلفی درباره او وجود دارد. عده‌ای عقیده‌ دارند او برای كار كردن به ژاپن رفته، برخی معتقدند با دختری ازدواج كرده و گریخته است. برخی می‌گویند او به جنگ رفته و عده‌ای دیگر بر این باورند كه او از گروه‌های ضد انقلاب بوده و فرار كرده است و.....
چهلتن درتوضیح فیلمداستان " کات ، منطقه ممنوعه " گفت:  در این اثر به یک اکیپ فیلمبرداری پرداخته ام که قرار است اززندگی زنی میانسال گزارش تهیه کنند.این داستان، در واقع قصد دارد کلیشه های موجود درزندگی زنان را نقد و بررسی کند و از این زاویه شاید کار تازه ای باشد.زن میانسال داستان به شدت در برابر کلیشه هایی که در زندگی اش وجود دارد ، مقاومت می کند

کات ، منطقه ممنوعه (فیلم-داستان) 
پدیدآورنده: امیر حسن چهل تن
ناشر: موسسه انتشارات نگاه
شابك :  964-351-185-5
تاریخ نشر : ۱۳۸۳/۱/۱
قیمت : تومان 750 

نظرات() 

ساعت چهار و بیست دقیقه بود. چرا باید تا ساعت پنج صبر كند؟ این اواخر هیچ وقت نمی‌خواست بداند ساعت چند است؛ بداند كدام روز هفته است و حتی بداند امسال چه سالی است. اما همیشه چیزی بود كه آن را به یاد او بیاورد. ممكن بود همسایه‌ فقط یك لحظه صدای رادیویش را بلند كند و این لحظه، لحظه شروع اخبار شب باشد.
 کتاب شامل مجموعه داستانهای کوتاست،: زنی چای درست می کند، ساعت پنج برای مردن دیر است، زنی به ماه عسل میرود، دارالشفا، یک سونای داغ- زنی جلوی ویترین مغازه هست - زنی روی چمن نشسته است - نویسنده روی پاگرد .
چیزی که در این مجموعه ذهن خواننده را به خود بیشتر مشغول می کند، زنها و ضمیر درونی شخصیتهای داستانهاست.این سوال پیش می آید؛ چرا آقای چهل تن از ضمیر یک زن سخن می گوید؟ هر چند نویسنده شرح مفصلی از شخصیتها ارائه نمی دهد(شاید کمی آشکار تر فقط در داستان زنی چای درست می کند) اما شخصیتها ان طور که باید نیستن شاید از لحاظ سانسور و یا مبهم نویسی داستان ،داستان گاهی کور است. اما نویسنده با مهارت تمام اشاره به آثار نا مطلوب محدودیت و آزادی بی حد زنانه دارد ، که زن را به سمت انحراف جنسی می کشاند. اما یک زن بهتر و قابل لمس تر می تواند از ضمیر یک زن بنویسد. شاید این قضاوت کمی زنانه باشد ،اما لاعقل از آن باب که در داستان جاریست...
نو نویسی یا همان عدم تکرار موضوع، جذابیت خاص به تک تک داستانها داده است.

ادامه مطلب

نظرات() 

چکیده :  چهل تن از جمله نویسندگانی است كه وقایع اجتماعی را با زندگی و روابط شخصی آدمها گره میزند و از این طریق، بحران روابط انسانها از دریچه ی بحرانهای اجتماعی مینگرد و به گونهای ابعاد هستی انسان ایرانی را به اتفاقات جامعه مربوط میكند.
در این رمان "ایرج" مردی حدودا شصت ساله، فقط پنج روز بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و پس از 28 سال از تبعید به ایران برمیگردد. این كار به او فرصتی میدهد تا به گذشته نگاه كند؛ به تهران و التهابات سیاسی دهه ی بیست. همسرش هنرپیشه ی تئاتر است و از طریق او یك بار دیگر، دوره ی فاخر تئاتر ایران در آن سالها بازسازی میشود. البته ایرج چند ماه بعد ایران را برای همیشه ترك میكند. شخصیت دیگر این رمان پدر ایرج، یك سرهنگ ارتش است كه با وقوع سوء قصد نافرجام به جان شاه در بهمن 1327 در محوطه ی دانشگاه تهران از كار بركنار میشود.
ناشر:موسسه انتشارات نگاه 208 صفحه  رقعی (شومیز)  18000 ریال  چاپ 1
شابك:6-260-351-964  تاریخ نشر:23/01/84

نظرات() 

نویسندگان

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :