تبلیغات
كتابیست - مطالب اردیبهشت 1390

كتابیست

سارا سالار سارا سالار نویسنده رمان تحسین شده « احتمالا گم شده ام»، برنده جایزه گلشیری در بخش رمان اول و همسر سروش صحت است.
سالار در پاسخ به این سوال که تصویر زن در داستان های امروزی چگونه است گفت: این سوال سخت و پیچیده ای است، اما می توان گفت که تصویری که ارائه می شود، تصویری پر تحرک است. یعنی در حد خانه و آشپزخانه نیست، چه در خانه و چه در جامعه تحرکی وجود دارد. تحرک داشتن زن یعنی این که در مسائل منفعل نیست، هم دنیای ذهنی دارد و هم دنیای بیرونی، هم فکر می کند و هم عمل.
آیا فکر می کنید این تصویر مطابق با واقعیت هست یا نه،
مسلما هست، اگر در جامعه  دقت بکنیم، دیگر زن های الان درگیر خانه و آشپزخانه نیستند. حتی می توان گفت در واقعیت هم فعال تر هستند. حتی اگر یک زن خانه دار هم باشد، باز هم این فعال بودن در مورد او صادق است.
 خیلی ها از جمله آقایان، منتقد این نوع تصویر از زن در آثار ادبی هستند،شما چطور:
راستش من این بحث را مردانه و زنانه نمی دانم، این یک بحث انسانی است که هر کس به حدی از تفکر برسد، موضعی که در مورد زنان می گیرد، منطقی و روراست است.
این نویسنده از پایان بازنویسی دومین رمانش خبر داد و گفت: هنوز به یک عنوان قطعی برای کتاب جدیدم نرسیده ام، اما قهرمان داستان یک زن است و درگیر مسائلی است که مربوط به ازدواج می شود. نمی دانم این قهرمان زن منفعل هست یا نه، چرا که در زمان نگارش داستان به این مسائل فکر نمی کنم اما امیدوارم که این طور نباشد.
در این رمان سعی كرده‌ام به مسائل و مشكلات قهرمان داستان با دید جدیدی نگاه كنم و مسائلی چون مرگ و زندگی را مطرح كنم.

ادامه مطلب

نظرات() 

ماجرای پتوی گلبافت من  و کتاب سارا
سارا جان ساعت دوازده شب است که خلوت اتاقم را امن میکنم ولو میشوم روی تختم و به پهلو دراز میکشم و با کیفی خوب از خواندن کتابت که حسابی منتظرش بودم آرامش میگیرم. نامش که حسابی به دلم نشسته بود و  تکرارش کرده بودم در دل روز شلوغی که منتظر شبش بودم تا بیفتم روی این تخت گرد و بخوانمت یا بخوانمش .به زمین گذاشتن نرسید بی وقفه خواندمش  . از آن شب هایی بود که همسر بر خلاف همیشه هایش زود به بستر آمد که بخوابد و چشمبندش را بست و غلطید به سمت دیوار و گفت :" شب به خیر اگه خیلی مونده خوب برو تو هال: . گفتم یا نگفتم: نه و باز خواندم تا ساعت دو بامداد که بستم و گذاشتمش زمین و بغضی غریب بلافاصله در تمام گلو و سینه ام پیچید و میدانم که میدانی چنس گریه بغض های مختلف چه متفاوت است از آن بغضهایی بود که گریه اش با صدا شروع میشد و حسابی بود. دستم را در تاریکی روی در شیشه آبی که رویش نوشته ام: رهایی و هر شب کنارم روی زمین است میگذارم، امانه نای توشیدن دارم، نه نای پناه بردن به هال خانه ،و نه توان مهار بغضم را. پتوی گلبافت تک نفره ام رامی پیچم به خودم وخفه زارمی زنم تا چهار صبح .

ادامه مطلب

نظرات() 

رمان، روایت زنی است كه در اوج یك زندگی مرفه و بی دغدغه، احساس از خود بیگانگی دارد و با گریز از لحظه ی حال به گذشته ای چسیبده است كه در دوستی او با دختری به نام «گندم» خلاصه می شود.
*شرح پشت جلد: ناهار که تمام می شود، نمی دانم می خواهم چه کار بکنم یا کجا بروم. وقی کیوان نیست زندگی ام به این شکل کج و معوج است.وقتی کیوان هست زندگی ام یکجور دیگری کج و معوج است، در هرصورت زندگی ام کج و معوج است....
*خلاصه داستان: احتمالاً گم شده ام نام اولین رمانی است که سارا سالار فروردین امسال توسط نشر چشمه چاپ کرده است. این داستان روایتی متفاوت از زندگی زنی ر ا به تصویر می کشد که بیشترین دغدغه او رابطه اش با دختری به نام گندم است که این موضوع در طول داستان مخاطب را به نقطه یی می رساند که احتمال می دهد گندم و راوی یکی شده یا یکی باشند و این زن به دنبال این است که در خلال جست وجوهایش در گندم خود گمشده اش را پیدا کند.

ادامه مطلب

نظرات() 

نوشتن بخشی از وجودم است
«گندم از پشت دیوار پرید بیرون و روزنامه را از دستم قاپید و ریز ریز کرد و پاشید توی هوا. تکه‌هایی کاغذ توی هوا میچرخیدند و می‌ریختند روی سرمان…از تمام باور نکردنی‌هامان این یکی دیگر از همه باور نکردنی‌تر بود، من و گندم…هردو…تهران… توی یک دانشگاه…یک رشته…کاغذها می‌رقصیدند، انگار ما هم داشتیم می‌رقصیدیم.همه‌اش یک لحظه بود، یا شاید عین یک لحظه بود، کوتاه، به کوتاهی یک کوتوله، به کوتاهی مدادی که فقط ته پاک کنش تهش مانده باشد…»
(احتمالا گم شده‌ام – سارا سالار – نشر چشمه)

نواک:کتاب «احتمالا گم شده‌ام» اولین رمانی است که از تو به چاپ رسیده. از کی و چطور داستان نویسی را شروع کردی.اگر ممکن است کمی از خودت برایمان بگو.از اینکه چطور به داستان نویسی علاقه‌مند شدی، آیا کلاس یا کارگاه خاصی رفتی و این کلاس‌ها چقدر روی تو تاثیرگذاشت و مشوقت بود برای نوشتن و ادامه داد.

ادامه مطلب

نظرات() 

به زور شوك الكتریكی هم كه شده خوشبخت باش
دعوت به خواندن رمان شیشه‌ای 
«رمان شیشه» تنها رمان سیلویا پلات ـ شاعر انگلیسی ـ است كه 32 سال قبل توسط گلی امامی ترجمه شد و اینك پس از گذشت سالها، چاپ دوم این اثر هفته گذشته توسط نشر باغ منتشر شده است.    
سارا سالار:استر یا به عبارت دیگر سیلویا پلات قهرمان رمان شیشه، آنطور كه خودش می‌گوید نه می‌تواند كارهایی را كه باید انجام بدهد، انجام بدهد و نه می‌تواند لااقل كارهایی را كه نباید انجام بدهد، انجام بدهد. انگار سیلویا برای این به دنیا آمده كه از زندگی متنفر باشد، از مرگ پدرش، از مادرش، از دوست‌پسر مزورش، از نجابت یا نانجیبی، از بچه، از زرق و برق نیویورك، از آن میهمانی‌های كسالت‌آور از مد و پالتو‌های پوست.
شاید سیلویا فقط به این منظور به دنیا آمده كه توی این حباب شیشه‌ای زندانی باشد و نتواند با آنچه دیگران خوشبختی می‌نامند ارتباط برقرار كند. او محكوم است، محكوم به افسردگی و دیوانگی و كشمكش و درگیری با تناقضات درونش، آنچه مادرش یا دیگران نمی‌توانند درك كنند این محكومیت است؛ محكومیتی كه سیلویا را به طرف مرگ می‌كشاند و انگار دیگر هیچ‌چیز و هیچ‌كس توی زندگی‌اش هیچ‌اهمیتی ندارد جز مرگ و رسیدن‌به آن. سیلویا خودكشی کرده اما نجات پیدا می‌كند و در آسایشگاه روانی بستری می‌شود و آن‌وقت است كه انسان‌های خوشبخت می‌خواهند او را هم به زور شوك الكتریكی خوشبخت كنند. دختر خوبی باش سیلویا، آنطور باش كه خانواده و جامعه می‌خواهند. دختر خوبی باش، مثل بقیه فكر كن و مثل بقیه زندگی كن، اما سیلویا نمی‌تواند اینطور باشد، چراكه در آن واحد دو چیز متغایر را می‌خواهد. دلش می‌خواهد همین‌طور بین عنصری متغایر و عنصر متغایر دیگری در پرواز باشد. او نمی‌تواند انتخاب كند. هر نوع انتخابی برایش بی‌معنا است. به نظر می‌آید او در حالی كه همه‌چیز را می‌خواهد هیچ‌چیز را نمی‌خواهد و برای همین از نگاه دیگران بیمار روانی است؛ بیمار روانی‌ای كه معلوم نیست انتخاب شده كه بیمار روانی باشد یا انتخاب كرده تا بیمار روانی باشد.

ادامه مطلب

نظرات() 

 «حباب شیشه» اثر معروف شاعر انگلیسی زبان «سیلویاپلات» است. که گرچه عمری کوتاه و آثار اندکی داشت ، اما چنان در عرصه ی ادبیات،درخشان عمل کرد که امروزه نامش به عنوان یک زن شاعر و نویسنده یی توانا مطرح است .این کتاب زاییده ی تخیلات نویسنده نیست ،بلکه رمانی مستند یا به عبارتی سرگذشت نامه است . سیلویاپلات خاطرات دوران جوانی اش را از زبان خود و با احساسی که سال ها ازدیگران پنهان بوده بیان کرده است. داستان از جایی شروع می شود که سیلویای جوان با نبوغ و خلاقیتی که دارد برنده ی جایزه ی ویژه ی مسابقه ی سردبیری مجله یی می شود تا برای مدت یک ماه به نیویورک برود و در دفتر مجله کار کند؛اتفاقی که از نظر دختران همسن او شانس بزرگی است. اما برای نویسنده ی جوان ما چنین نیست که او شوقی را که باید در وجودش نمی بیند ،آن چنان که پس از برگشت از این سفرکذایی به شدت افسرده می شود و مدام درحال جستجوی حقیقتی مبهم در وجود خود یا شاید جهان! در همین زمان با برخوردن تعداد زیادی قرص اقدام به خودکشی می کند و سه روز بعد در حالی که پلیس همه جا را به دنبالش گشته ، او را در زیرزمین خانه اش پیدا می کنند و نجاتش می دهند ، سپس برای مدتی به بیمارستان روانی فرستاده می شود و...
داستان کتاب در واقع مقابله ی انسان مدرن با تقدیری نامعلوم است که گویی نمی تواند بر آن غالب شود و این باعث پریشانی فکری و جنگ روانی نویسنده با خودش و البته زمینه سازاثری ساده ،اما عمیق و قابل تأمل می شود. «حباب شیشه » پس از موفقیت چاپ درانگلستان توانست در آمریکا نیز اجازه ی چاپ بگیرد . سیلوپلات در دفتر خاطراتش می نویسد: «شگفت آور است که چگونه اغلب زندگی ام راگویی درون هوای رقیق حباب شیشه یی گذرانده ام.» به همین دلیل «حباب شیشه» نام کتاب سرگذشت اوست.

ادامه مطلب

نظرات() 

شنبه 31 اردیبهشت 1390

نگاهی به موضوع كتاب‌های پرفروش‌

نویسنده: محمود موحدان   طبقه بندی: مقالات ادبی وفرهنگی، 

كتاب‌های پرفروش در سال‌های اخیر در ایران همیشه بحث انگیز بوده اند. به دلیل نبودن منبع مناسبی برای به‌دست آوردن آمار پرفروش‌های كتاب همیشه در این مورد ابهام‌هایی بوده است. مبهم بودن آمار فروش
هر كتاب باعث می‌شود هر ناشری هر وقت دلش خواست كتاب منتشر‌شده توسط خود را پرفروش معرفی كند و در این ابهام، قضاوت درباره درستی یا نادرستی بسیاری از آمارها، احتمال خطای بیشتری دارد. آخرین آنها مربوط به كتاب «دا» مربوط می‌شود كه به چاپ صدم رسید. اما به هر حال در این یادداشت نگاهی به كتاب‌های پرفروش در سال‌های اخیر داریم. آثار پرفروش را مورد به مورد كه تحلیل می‌‌‌کنیم متوجه می‌‌‌شویم که همه آنها در لحظه مناسب برحساسیت جامعه انگشت گذاشته‌اند. کلمه «پرفروش» مثل آچار فرانسه همه‌جا به کار می‌‌‌رود. هر کتابی که نسخه‌‌‌های متعددی از آن به فروش رود «پرفروش» نامیده می‌‌‌شود. بر این اساس می‌‌‌توان گفت که کتاب‌‌‌های پرفروش را می‌‌‌توان در چهاردسته طبقه‌بندی کرد. نخستین دسته شامل همه آثاری می‌‌‌شود که از قانون پخش گسترده تبعیت می‌‌‌کنند؛ این دسته از کتاب‌‌‌ها نوشته می‌‌‌شوند تا پرفروش باشند. فرهنگ لغت و کتاب‌‌‌های عملی (نظیر آ‌موزش تعمیر و خرده کاری در منزل، باغچه‌بانی، روش زندگی و شیوه‌‌‌های موفقیت در ازدواج یا رژیم لاغری) و نیز ادبیات «عامه‌پسند» چه رمان‌‌‌های احساساتی یا پلیسی در این دسته قرار می‌‌‌گیرند.

ادامه مطلب

نظرات() 

این داستان با بهره‌گیری از تخیل و ادراکاتی خاص، از زبان راوی اول شخص بیان می‌شود، و اولین صحنه آن، توصیف فضایی تاریک است.کاتب در نگارش این رمان، زبانی ساده و در عین حال روایت‌گر را به کار برده و از توصیف دقیق صحنه‌ها و فضاهای داستانی از نگاه راوی، که موقعیت و مکانی غیر‌متعارف را می‌بیند، غافل نمانده است.
ابتدای این رمان، با شرح حالی از آشفتگی راوی مواجه می‌شویم و با توصیفاتی از عمیق‌ترین حالات روحی یک انسان، ‌ادراکی تاثیر‌گذار را از یک تجربه و شگفتی احساس آن درمی‌یابیم.
«آفتاب‌پرست نازنین» داستان زندگی دختری است که میان سختی‌ها و دردهای فراوانی محصور شده و نمی‌تواند خود را از بسیاری از مشکلات زندگی برهاند. دخترک علت تمام بدبختی‌ها را مادرش می‌داند و به دلیل تنفری که از او دارد، هرگز نمی‌خواهد او را ببخشد؛ مادری که در حال مرگ است و آرزو دارد به دخترش نزدیک شود، ولی دختر مادرش را مقصر مرگ پدر و تنهایی بزرگی که او را احاطه کرده است، می‌داند.
کتاب دارای ۱۰ بخش با ۲ زاویه دیدگاه متفاوت است.فضای رمان جایی است در نزدیکی مرز ایران و عراق. اما زمان روایت داستان سال‌ها پس از جنگ تحمیلی عراق علیه ایران است. این کتاب ماهیت جنگ را نامطلوب معرفی می‌کند که زندگی اجتماعی، اخلاقی و حتی عاطفی آدم‌ها را تحت تاثیر قرار داده است.
این رمان این‌گونه آغاز شده:«چشم که باز کردم همه چیز تاریک و تو هم بود و حتما جایی افتاده بودم روی زمین، چون چیزهایی تاریک از بین تاریکیهای بالای سرم می گذشتند. شاید هر کدام از آنها کسی، چیزی یا اتفاقی بودند:بیخود نبود شبها آن طوری از خواب می پریدم و بی آنکه بخواهم آن همه زل می زدم به روبه رویم که تاریکی بود.»

ادامه مطلب

نظرات() 

 اشتباه معروفترین رمان آنتونیس ساماراکیس رمان نویس یونانی است. این رمان در سال ۱۹۶۵ چاپ شده‌است و جز رمانهای جاسوسی و پلیسی محسوب می‌شود. این رمان در ایران با عنوان نقطه ضعف ترجمه شده‌است.
این کتاب برنده جوایز مشهوری چون:
* جایزه ادبی دوازده تن یونان در ۱۹۶۶(مشهورترین جایزه ادبی یونان)
* جایزه ادبیات پلیسی، برای بهترین کتاب خارجی در سال ۱۹۷۰ از طرف هیئت داوران فرانسه
نقد و نظر
* ادوین جاهیل رمان اشتباه را رمانی همپایه بزرگترین آثار کافکا، اورول و کستلر می‌داند.
* اینیاتسیو سیلونه: شاهکاری به تمام معنا در نوع خود.
* ژرژ سیمنون: اثری عالی! این رمان با عمق پیامش مرا مسحور خود کرده است؛ در همان حال با تکنیک زیرکانه و استادانه اش به هیجانم کشانده‌است.
* آندره مالرو: شورانگیزترین علاقه‌ام را نثار رمان اشتباه می‌کنم.

ادامه مطلب

نظرات() 

كتاب در حقیقت به نوعی بیان كننده زندگی نامه كازانتزاكیس هست . او در این كتاب از كودكی و جوانی خود ، از خانواده و از سفرهایش به كشورهای مختلف دنیا صحبت نموده است . اما جوری هم نیست كه اصرارش بر تعریف سفر و گشت و گذار باشه بلكه یك جوری توی هر سفر یك نكته یا برخورد معنوی را با تفصیل بیان می كنه .
گزارش به خاک یونان یا عریضه به الگرکو (به یونانی: Αναφορά στον Γκρέκο) شرح حالی است از نیکوس کازانتزاکیس.
این کتاب شرح سفرهای نویسنده به نقاط مختلف دنیا از جمله یونان، فرانسه، آلمان، روسیه، اتریش، قفقاز، اورشلیم و بیابان کوه سینا برای بیان سیر تحول فکری نویسنده است. یک بخش از این کتاب به توصیف شخصیتی به نام زوربا (به یونانی: Ζορμπά) اختصاص دارد که نویسنده در کتاب دیگری به نام زوربای یونانی به وی می‌پردازد.
نویسنده در سرلوحهٔ این کتاب می‌نویسد:
«تمام روح من فریادی است، و تمامی اثر من، تفسیر این فریاد»
این کتاب در سال ۱۳۶۸ به ترجمهٔ صالح حسینی توسط انتشارات نیلوفر به چاپ رسید.
پیش‏گفتار مترجم: این کتاب، شرح احوالات‌گونه‌ای است در شیوه‌ی رمان. قهرمان و راوی آن، کازانتزاکیس است که حدیث سیر و سلوک خویش را بازگو می‌کند. اقرار نیوش او خاک محبوبش، کرت است. کرت فرزندانی خواسته است مبارز و سلاح در دست، و او که با سلاحی دیگر ـ قلم ـ جنگیده است، گزارش نبرد خویش را به سان سربازی به پیش‌گاه سپهسالار کرت عرضه می‌کند.

ادامه مطلب

نظرات() 

سه شنبه 27 اردیبهشت 1390

به سوی آزادی / کازانتزاکیس

نویسنده: محمود موحدان   طبقه بندی: معرفی کتاب داستان ورمان خارجی، 

کرت سال هاست که آتن و بسیاری از کشورهای دیگر را تحت سلطه خود دارد و ظلم زیادی بر آن ها روا می دارد . تسئوس نیز پسر قهرمان و زیبای پادشاه آتن است که تصمیم دارد هر طور شده بر علیه کرت وارد جنگ شود و از همین رو روزی به کرت می آید تا بیشتر با کرت آشنا شود و آنجا با آدریانه دختر پادشاه کرت آشنا می گردد . تسئوس برای پیروی باید کارهای مختلفی بکند : کشتن مینوتور هیولای بزرگ ، عبور از هزارتو ، کشف راز آهن و ....
خیلی خیلی با بقیه داستان های کازانتزاکیس فرق داشت . این رمان حالت افسانه وار داشت . من خوشم اومد چون داستان های این مدلی را دوست دارم ولی خلاقیتی نداشت همه موراد کپی برداری از افسانه های معرف بود . هیولایی که جوانان کشور را به او می دهند تا بخورد ، شمشیری که فقط مال کسی می شود که بتواند سنگ را جا به جا کند و.... خلاقیت نداره به نظرم کازانتزاکیس کار فوق العاده و هنرمندانه ای انجام نداده ولی اگه افسانه دوست دارید با کتاب ارتباط برقرار می کنید .

ادامه مطلب

نظرات() 

سه شنبه 27 اردیبهشت 1390

آزادی یا مرگ /کازانتزاکیس

نویسنده: محمود موحدان   طبقه بندی: معرفی کتاب داستان ورمان خارجی، 

كتاب در مورد دعوای بین مسیحیان و مسلمانان كرت هست . پهلوان میكلس قهرمان اصلی كتاب یك پهلوان كرتی هست كه بسیار شجاع و میهن پرست و در عین حال خشن و وحشی است . ترك ها و كرتی ها سر موضوع كوچكی با یكدیگر دعوا می كنند و انتقام و آدم كشی آن قدر ادامه می یابد كه كار به جنگ می كشد .
كتابش فوق العاده طولانی هست و منم تو شرایط كاری بسیار ناجور می خوندمش و همه اینها باعث شد در كنار هم كه كتاب اصلا و اصلا به دلم نچسبه . نكته جالب برام این بود كه چه قدر از خاطرات خودش را در قالب داستان آورده بود . حتی گفته می شه که شخصیت پهلوان میکلس وام گرفته از شخصیت پدر کازانتزاکیس هستش . خلاصه كه كتاب رو دوست نداشتم ولی بخوام صادق باشم باید بگم اگه تو شرایط بهتری می خوندمش شاید حس بهتری داشتم .
کازانتزاکیس مدتی وزیر فرهنگ یونان و مدتی هم مشاور ادبی یونسکو بوده است .
* قسمت های زیبایی از كتاب:سه جور آدم هست : آنهایی كه تخم مرغ را بدون پوست می خورند ، آنهایی كه با پوست می خورند ، و آنهایی كه وقتی تخم مرغ را با پوست خوردند دیزی گلی آن را هم می خورند . دسته اخیر را كرتی می گویند ...
تو هیچ می دانی بزرگ ترین درنده دنیا كیست ؟ لابد خواهی گفت شیر . نه ، به هیچ وجه ! بزرگ ترین درنده دنیا آدم است .

ادامه مطلب

نظرات() 

راوی یك روشنفكر جوان یونانی است كه می خواهد برای مدتی كتابهایش را كنار بگذارد.و برای راه اندازی مجدد یك معدن زغال سنگ سفری به جزیره كرت می كند.درست قبل از مسافرت با مرد ٦٥ ساله راز آمیزی آشنا می شود به نام آلكسیس زوربا كه اورا قانع می كند كه او را به عنوان سركارگر معدن استخدام كند.آنها وقتی كه به جزیره كرت می رسنددر هتل قراضه مادام هورتنس اتراق می كنند.كه او یك فاحشه فرانسوی است و بعد از اتراق شروع به كار روی معدن می كنند.راوی نمی تواند بر وسوسه اش بر ای كار بر روی دستنوشته های ناتمامش در باره زندگی و اندیشه بودا خوداری كند.در طول ماههای بعد زوربا تاثیر بسیار عمیقی بر مرد می گذارد و معمولا او را ارباب خطاب می كند و راوی در پایان به درك تازه ای از زندگی و لذت های آن می رسد.

ادامه مطلب

نظرات() 

سه شنبه 27 اردیبهشت 1390

شرح کوتاهی از زندگی و آثار "ایروین شاو"

نویسنده: محمود موحدان   طبقه بندی: زندگینامه نویسندگان، 

«ایروین شاو» نویسنده آمریكایی در سال 1913 میلادی به دنیا آمد. «مرد ثروتمند» مهم‌ترین اثر او است.
"ایروین شاو" در بیست و هفتم فوریه 1913 در بخش "برانکس" شهر نیویورک زاده شد. نام حقیقی او "ایروین گیلبرت شامفورف" بود و والدینش "ویلیام شامفوروف" و "رز شامفوروف (تامپکینز)" که از مهاجران روسی یهودی تبار بودند، پس از تغییر نام فامیل به "شاو" به بخش "بروکلین" نقل مکان کردند.
"ایروین" دوران کودکی و نوجوانی خود را در "بروکلین" سپری کرد. تحصیلات خود را در "کالج بروکلین" طی نمود و در سال 1934 مدرک لیسانس خود را گرفت. در همان سالهای تحصیل در "کالج بروکلین" بود که نوشتن را با روزنامه داخلی محل تحصیلش آغاز نمود. در سن 21 سالگی، حرفه نویسندگی را با نوشتن متن برنامه های رادیویی اختیار کرد.
نخستین نمایشنامه اش با عنوان "دفن مرده" که داستانی ضد جنگ داشت به سال 1936 در تئاتر "اتل باریمور" بروی سن آمد. این نمایشنامه، تحسین منتقدان را به همراه داشت و "شاو" را بعنوان یک نمایشنامه نویس جوان مطرح ساخت. "شاو" برای نوشتن فیلمنامه به "هالیوود" دعوت شد و در دوره ای از اواسط دهه 30 تا اوایل دهه 40 ، خامه خود را با نوشتن یکسری داستان کوتاه و نمایشنامه آزمود. در اواخر دهه 30 داستانهای اجتماعی او در مجلات "نیویورکر" و "اسکوایر" به چاپ میرسید. این مجموعه داستانها، در کتابهایی با عنوان "ملوان شهر برمن" به سال 1939  و "به شهر خوش آمدید" در سال 1942 به طبع رسید. این مجموعه ها، دربردارنده برخی از بهترین داستانهای کوتاه او بود. از جمله: "ملوان شهر برمن"، "دختران با پیراهنهای تابستانیشان"، "گروی اضافی" و "مسیر هشتاد یاردی".

ادامه مطلب

نظرات() 

سه شنبه 27 اردیبهشت 1390

گفتگو با محمدرضا آقاسی شاعر وذاكر اهل بیت

نویسنده: محمود موحدان   طبقه بندی: شعر و شاعر، 

* ضمن معرفی خودتان لطفا مختصری از زندگیتان را بیان بفرمایید.
بسم‌‌الله‌الرحمن‌الرحیم. من محمدرضا آقاسی، فرزند ششم، پسر چهارم که در 24 فروردین 1338 در یک خانواده مذهبی در تهران به دنیا آمدم پدرم در بازار تهران مغازه کبابی داشت. آخرین مدرک تحصیلی من، سوم راهنمایی است. دو سال هم در هنرستان تجسمی‌ پسران درس خواندم اما از بس با ناظم و اساتید آنجا اختلاف نظر داشتم، در سن 16 و 17 سالگی موجب این شد دو سال ما را مردود و سپس اخراج کنند.
* شما سرودن شعر را از چند سالگی آغاز کردید و چگونه متوجه چنین استعدادی در خود شدید؟
دو برادر بزرگتر من به نام‌های «محمد حسن» و «محمد مهدی» در مسائل شعر قبل از من کار می‌کردند و خواه ناخواه این مطلب در منزل ما بود. شاهنامه‌خوانی یا حافظ‌خوانی و یا تذکرة‌الاولیا‌خوانی برادرم محمدحسن و نیز چون مادرم هم مداح اهل بیت بود و عمدتا دیوان جوهری را یا بعضی از اشعار صغیر اصفهانی و امثال اینها را در منزل می‌خواند تا حفظ شود تا در مجالسی که می‌رود بتواند به راحتی و با تسلط اداره کند. به همین دلیل صدای شعر همیشه در گوش ما زمزمه می‌شد و آشنایی من با حافظ شاید از سال 50 به بعد، یعنی در سن 12و 13 سالگی بود اما تقریبا سال 51 و 52 اولین کلمه‌ها رو من به هم می‌بافتم. تا به مرور زمان کم کم شروع کردیم با همان سن کم و با همان دیدگاه‌های آن زمان قبل از انقلاب خودمان، کلمه‌هایی را سر هم می‌کردیم. همچنین من قبل از انقلاب اسلامی (سال‌های 55 و 56) به بعضی از انجمن‌های ادبی آن زمان می‌رفتم و هم اشعار شعرا می‌شنیدم و هم نوشته‌های خودمان را که فکر می‌کردیم شعر هست، می‌خواندیم و به نوعی خودمان را محک می‌زدیم و بعضی وقت‌ها شعرها نقد می‌شد و یواش یواش رسیدیم تا آنجا که بعد از انقلاب از محضر بعضی از دوستان و اساتید خوب همچون استاد مهرداد اوستا و استاد یوسف میرشکاک، درس‌ها گرفتیم و تا به اینجا رسیدیم.

ادامه مطلب

نظرات() 

نویسندگان

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :