تبلیغات
كتابیست - نگاهی به رمان نان و شراب نوشته اینیاتسیو سیلونه

كتابیست

تراژدی عشق و ایثار در هیاهوی اقانیم سه گانه
نان و شراب نام رمانی نوشته اینیاتسیو سیلونه نویسنده ایتالیایی است.این رمان زمانی نوشته شد که سیلونه در تبعید دولت بنیتو موسولینی به سر می برد.کتاب اولین بار و در سال ۱۹۳۶ و به زبان آلمانی و چاپ شده در سویس منتشر شد و در همان سال ترجمه انگلیسی آن در لندن نیز منتشر گردید.نسخه ایتالیایی کتاب تا سال 1937 ظاهر نشد.بعد از جنگ سیلونه نسخه کاملا متفاوتی از کتاب به زبان ایتالیایی در سال ۱۹۵۵ منتشر کرد.
این کتاب اولین بار در سال ۱۳۴۵ و با ترجمه محمد قاضی به فارسی برگردانده شد و اولین اثری بود که از سیلونه به فارسی برگردانده شد.
«… و چون ایشان غذا میخوردند، عیسی نان را گرفته برکت داد و پاره کرد، به شاگردان داد و گفت: بگیرید و بخورید این است بدن من. و پیاله را گرفته شکر نمود و بدیشان داده، گفت: همه شما از این بنوشید، زیرا که این است خون من در عهد جدید که در راه بسیاری به جهت آمرزش گناهان ریخته میشود. اما به شما میگویم که بعد از این از میوه مو دیگر نخواهم نوشید تا روزی که آن را با شما در ملکوت پدر خود، تازه آشامم.» عهد جدید، انجیل متی 29-26:26
نخستین نکته ای که خواننده در مطالعه رمان ارزشمند نان و شراب متوجه آن میگردد، نمایش فضای تیره و تاریک ایتالیای دوران فاشیسم است. نمایش این فضا آغاز روندی است که تا انتها میتوان رد آن را در داستان مشاهد کرد. سیلونه در این رمان با سلاح قلم به مبارزه با فاشیسم و هر آن چه که آن را میپروراند رفته است. اگرچه نوک تیز پیکان سیلونه، متوجه سه گانه­ی فاشیسم، مذهب و سوسیالیسم است. اما او گریبان کافون­ها (دهقانان فقیر) را نیز رها نمیکند که با جهل و تعصب و دامن زدن به خرافات خود حکومت موسولینی را در پیشبرد اهداف فاشیستی­اش یاری میکنند.

فاشیسم: رد پای وحشت و سرکوب حکومت مخوف موسولینی در جای جای کتاب مشهود است. این البته در کنار فقر اقتصادی و وضعیت نامناسب معیشتی کافون ها، تصویر کاملی از یک سرزمین استبدادزده به نمایش میگذارد. با این حال نویسنده هیچ گاه به صورت مستقیم از موسولینی نام نمیبرد. در همه داستان از او با عنوان «الخ الخet caetera et caetera » یا با فریادهای «دوچه (به معنای رییس) دوچه»ی کافون ها نام برده میشود. در جایی از کتاب نیز از او با عنوان «آن ناشناس معمول» نام میبرد. تمام این نمادگونه سخن گفتن ها این حس را در خوانند ایجاد میکند که فاشیسم نقطه خاصی نیست که با پایان یافتن یک فرد پایان پذیرد. بلکه غباری است که برای زدودن آن تندبادی عظیم نیاز است. اما ویژگی بارز رژیم موسولینی که در این رمان بر آن تاکید بسیار رفته است تبلیغات وسیع و دامنه­دار حکومت برای اغوا و تحمیق مردم ناآگاه و بیسواد در جهت اهداف خصمانه خویش است. زمان داستان در آستانه حمله حکومت موسولینی به حبشه میگذرد. حمله­ای که سرآغازی بر وقوع جنگ جهانی دوم بود. حکومت به روشهای مختلف و با تبلیغات گوناگون مردم را به پشتیبانی از این جنگ فرامیخواند. جوانان و پیران، همه اغوا میشوند. پیترو سپینا قهرمان داستان در جبهه ضدجنگ قرار دارد. طنز روزگار این است در حکومت فاشیست موسولینی، جنگ در حبشه برای کافون­ها امر مقدس شمرده میشود. و پر واضح است که مخالفت با امر مقدس چه سرنوشتی برای مخالفت کننده به همراه دارد.

سوسیالیسم: در صحنه­ای از رمان پیترو سپینا، قهرمان داستان، با زنی روبرو میشود که شوهرش به جهت همراهی با سوسیالیستها و پخش اعلامیه ضد جنگ در زندان است. اما گروههای سوسیالیست مقرری­ای را که به خانواده زندانیان سیاسی میدهند از او دریغ میکنند. به این جهت که او به نماز مسح میرود. در این صحنه سیلونه به طور واضح نفرت خود را از جزمیت حاکم بر تفکرات حزبی نمایش میدهد. او خود در جوانی عضو حزب کمونیست ایتالیا بوده اما از آن اخراج شده است. قطعا مخالفت با همین جزمیت عامل این امر بوده و سیلونه آن را در اینجا نیز به نمایش میگذارد. با این حال در طرز نگاه سیلونه سوسیالیسم به طور مشخص جدا از دو اقنوم دیگر (فاشیسم و مذهب) است. نباید فراموش کرد که سپینا نماینده سوسیالیسم است که بر ضد فاشیسم میجنگد. او در جوانی مذهبی بوده اما اینک مذهب را رها کرده و به سوسیالیسم روی آورده است. سوسیالیسم در نان و شراب دو وجهه دارد. وجهه نخست همان تفکر منفور حزبی است. اما چهره دیگر جوانانی هستند که با تمام وجود و با فداکاری برای آزادی و در مخالفت با جنگ مبارزه میکنند. فداکاریها، مبارزات، تحمل شکنجه­ها، همه و همه در عناصر سوسیالیست داستان به چشم میخورد. ایده­آل نویسنده سوسیالیسم منهای جزمیت حزبی است. این سوسیالیسم مورد قبول سیلونه است که سپینا نماینده آن است.

مذهب: بعد از فاشیسم بیشترین حملات و طعنه­های سیلونه نثار کلیسا شده است. پاپ و کشیش­ها در سرتاسر داستان در حال تحمیق مردم، دین فروشی و سکوت در برابر ظلم حکومت هستند. با این حال نان و شراب کاملا ضدمذهب نیست. مذهب در متن و عمق داستان حضوری پررنگ دارد. دن بنه­دتو کشیشی است که از ابتدای داستان تا اواخر آن حضور دارد. او زمانی آموزگار سپینا بوده است و او را از همه شاگردانش بیشتر دوست میدارد. اگرچه نیک میداند که سپینا از مذهب رویگردان شده است. دن بنه­دتو به دلیل عقاید ضد حکومتی­اش و همچنین اعتراضاتش به سکوت پاپ، از سوی کلیسا طرد شده و در انزوا زندگی میکند. دن بنه­دتو کشیش است اما مخالف جنگ است، اهل تحمیق مردم و دین فروشی نیست، اهل ترس و تعظیم در برابر حکومت موسولینی نیست. او ایده­آل سیلونه برای مذهب است. مذهب منهای اشرافی­گری پاپ و کشیشان و تحمیق مردم توسط آنان، سوسیالیسم منهای جزمیت حزبی و حکومت منهای جنگ­افروزی، سرکوب و خفقان. این بهشت گمشده­ای است که سیلونه در نان و شراب به تصویر میکشد.

زنانگی، عشق و ایثار
«ما زنها همه همین طوریم، می­خواهیم کمک کنیم و سپس خودمان محتاج کمک می­شویم» از متن کتاب
زنان چهره به خصوصی در رمان نان و شراب دارند. زنان و دختران زیادی در این رمان حضور دارند اما چند زن به طور شاخص در قصه تاثیرگذارند. آنینا، بیانکینا و کریستینا. این سه، ویژگیهای مشترک چندانی با هم ندارند. بلکه بسیار با هم متفاوتند. اما یک ویژگی آنها را با هم پیوند میدهد: ایثار و فداکاری. شخصیت «بیانکینا» در این رمان تا حدی یادآور شخصیت مریم مجدلیه در داستان زندگی عیسی است. بیانکینا دختری لوند و هرزه اما در عین حال مهربان و فداکار است که در هیچ کجای قصه از فداکاری برای نجات سپینا دریغ نمیکند.
سخن گفتن از نان و شراب و اقانیم سه­گانه آن نباید ما را از یک جلوه کوتاه اما تاثیرگذار در قصه غافل کند. عشق. نان و شراب داستانی تراژیک است. عشق در این رمان به زیبایی راه خود را در میان هیاهوی فاشیسم و مذهب و سوسیالیسم باز میکند و در انتها در تنهایی کوهستان پربرف، این عشق است که داستان را تمام میکند. هیچ عشقی در نان و شراب به فرجام نمیرسد. و تراژیک بودن داستان نیز از همین امر نشات میگیرد. سیلونه اگرچه فردی مذهبی نبوده اما برای روایت این داستان جلوه­های مذهبی را به خوبی به کار برده است. اشاره به نان و شراب، اشاره به فدیه آسمانی است که عیسی در شام آخر خطاب به حواریون عرضه کرد. بخورید و بیاشامید. این نان من است و این شراب من است. روایت نان و شراب نیز با تکرار همین فدیه به انجام میرسد. کریستینا با نان و شراب به دنبال پیترو سپینا به کوهستان میرود. اما در آنجاست که تراژدی رقم میخورد.
ای کاش یک نفر به کریستینا میگفت در آن کولاک سرما به کوهستان پربرف نرود. آنجا سپینا را نخواهد یافت اما گرگهای گرسنه زوزه­کشان انتظارش را میکشند….
پ.ن: نان و شراب با ترجمه ارزنده محمد قاضی و توسط انتشارات زرین به چاپ رسیده است. چاپ پانزدهم این کتاب که در اختیار من بود در سال 1379 منتشر شده.
 چهارشنبه پانزدهم اردیبهشت
سعید بینش

وقت تقصیر
http://vaghtetaghsir.blogfa.com/post-67.aspx

نظرات() 
best supplement medicare plans
چهارشنبه 10 آبان 1396 04:55 ب.ظ
سلام عزیزم، آیا شما واقعا به طور منظم از این وب سایت بازدید می کنید، اگر پس از آن شما خواهد شد
قطعا دانش دلخواه را می گیرند
https://www.viagrapascherfr.com/vente-viagra-pharmacie-rx/
سه شنبه 2 آبان 1396 07:40 ب.ظ
A motivating discussion is definitely worth comment. There's no doubt that that you ought to write more about this topic, it may not
be a taboo matter but usually folks don't discuss these issues.
To the next! All the best!!
How can you heal an Achilles tendonitis fast?
پنجشنبه 16 شهریور 1396 02:56 ق.ظ
Great beat ! I wish to apprentice while you amend your website, how can i subscribe for a blog site?

The account aided me a acceptable deal. I had been tiny bit
acquainted of this your broadcast offered bright clear idea
How long do you grow during puberty?
دوشنبه 16 مرداد 1396 06:39 ب.ظ
My spouse and I stumbled over here different page and thought I might as well check things out.

I like what I see so now i'm following you. Look forward to checking out your
web page for a second time.
leighnamm.wordpress.com
یکشنبه 15 مرداد 1396 11:10 ب.ظ
Greetings! I know this is kinda off topic however I'd figured I'd ask.
Would you be interested in exchanging links or maybe guest authoring a
blog post or vice-versa? My site discusses a lot of
the same topics as yours and I feel we could greatly benefit from each other.

If you are interested feel free to send me an email. I look
forward to hearing from you! Fantastic blog by the way!
What do you do for a sore Achilles tendon?
شنبه 14 مرداد 1396 10:29 ب.ظ
Hi, Neat post. There is a problem along with your web site in web explorer, could
test this? IE still is the market leader and a good element
of other folks will pass over your great writing because of
this problem.
How do you treat a sore Achilles tendon?
شنبه 7 مرداد 1396 12:41 ب.ظ
Just wish to say your article is as surprising. The clarity to
your post is simply cool and i could suppose you are knowledgeable on this subject.
Fine with your permission allow me to take hold of
your RSS feed to keep up to date with impending post. Thanks a million and please keep up
the gratifying work.
http://plaza.rakuten.co.jp/
جمعه 6 مرداد 1396 08:36 ب.ظ
Just desire to say your article is as astounding. The clarity to your post
is just nice and that i can assume you're a professional on this subject.
Well along with your permission let me to seize your feed to keep up to date with impending post.
Thanks 1,000,000 and please keep up the gratifying
work.
Rachael
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 01:37 ب.ظ
Simply desire to say your article is as surprising.
The clearness on your submit is just great and that i can think you're an expert on this
subject. Well together with your permission allow me to grasp your feed
to keep updated with impending post. Thanks 1,000,000 and please keep up the gratifying work.
manicure
دوشنبه 21 فروردین 1396 07:29 ب.ظ
Wow! In the end I got a web site from where I be capable of truly obtain useful information regarding my study and knowledge.
manicure
دوشنبه 21 فروردین 1396 10:36 ق.ظ
Wow, amazing blog layout! How long have you been blogging for?
you make blogging look easy. The overall look of your web site is fantastic, let
alone the content!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

نویسندگان

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :