تبلیغات
كتابیست - نقدو بررسی رمان «هیس» اثر محمدرضا كاتب

كتابیست

مرگ دیگری...
راوی داستان (سرکار) مامور پلیسی است که دچار آشفتگی ذهنی است و آخرین روزهای زندگی خود را می‌گذراند و مدام خون بالا می‌آورد و ناقل داستانی است که چند شخصیت اسمی با خصلت‌های خاصی هستند؛ «جهان‌شاه» متهم به قتل ۱۷ زن است و با شکافتن سینه زنان می‌خواهد تا تپش قلبشان را بیرون از سینه ببیند و خماری چشمانشان را در حین جان دادن. «پسر صمد» دله‌دزدی که با کش‌رفتن بار گندم مردم زندگی می‌کند و در واقع بچگی خود راوی است؛ «مجید» که به‌خاطر جدا شدن از زنش (عشقش) خودکشی می‌کند و «سرکار» که هر دوشنبه در اتوبان برایش خیرات می‌دهد و منتظر چشم آبی و راننده تریلی است.
داستان با این جملات آغاز می‌شود: «ایستاده‌ بودم‌ روی‌ جدول‌ جوی‌، گِل‌های‌ بغل‌ پوتین‌ راستم‌ را مالیدم‌ به‌ لبه‌ جدول‌. سرشب‌ واکسشان‌ زده‌ بودم‌. دلم‌ می‌خواست‌ وقتی‌ بالای‌ سر جنازه‌ام‌ می‌رسند ببینند ‌تر و تمیز، مثل‌ بچه‌ آقا‌ها مرده‌ام‌....»

*دنیایی که کاتب می آفریند منتج به خلسه ای از جنس روان و ادبیات پ‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍ست مدرن است که تداعی های سیال روایی را در بستر مفاهیم سیال ذهن به روح و روان انسان امروز می امیزد.
محمدرضا کاتب نویسنده قابل توجهی است. دلایل این ادعا نه زیادند و نه چندان ملموس. ولی برای خواننده خاص و سودایی او آشنایند و کافی.
نوشته های کاتب دنیا و «آن»ی با خود به همراه دارد که سیطره ای جانانه برای خواننده به همراه می آورد.
دنیایی که کاتب می آفریند منتج به خلسه ای از جنس روان و ادبیات پ‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍ست مدرن است که تداعی های سیال روایی را در بستر مفاهیم سیال ذهن به روح و روان انسان امروز میامیزد.
 هیس:  مائده؟  وصف؟  تجلی؟
این اسم كامل رمان «محمد رضا كاتب» است. خواندن هیس كار سختی است. هیس هم «روایت»ی است از زبان اول شخص. روایت زندگی راوی از زبان راوی.
 راوی افسر پلیسی است كه تا آخر رمان اسمش را نمی فهمیم. مثل استاد جوان شبهای روشن. دیگران بعضی «سركار» صدایش می كنند. راوی، بیماری لاعلاجی دارد و تسلیم مرگ شده اما نه مرگی بی صدا و بی خاصیت گوشه بیمارستانی. مرگی با همه مخلفاتش.
با انجام همه كارهای نكرده. خالی كردن همه عقده های قدیمی. سبك شدن و رهایی روح. راوی البته تنها خودش را روایت نمی كند. در كنار راوی در این رمان، دو اسم دیگر هم هستند. جهان شاه و مجید.
اولی قاتلی محكوم به اعدام و دومی جنازه ای وسط اتوبان! حلقه وصل این سه نفر چیست؟ فكر میكنم مرگ. نه آن مرگی كه ما میشناسیم. آن مرگی كه راوی روایت میكند. مرگی با همه مخلفاتش. جهان شاه قاتل زنان جوانی است كه یك یك آنها را پای یك سفره با تیزك میكشد تا از جان دادنشان لذت ببرد.
اما لذتی كه خود جهان شاه از كشتن آخرین زن برای راوی بیان میكند یكی از صحنه های باشكوه داستان است. مجید اما از ابتدای ورود به داستان جنازه ای است كه كنار میله های اتوبان افتاده. مرگی فجیع و دلخراش.
راوی در چهره مجید آشنایی محو و ناشناسی میبیند. اما این آشنایی نه ریشه در گذشته دارد نه در دوستان و اقوامش. همان حلقه وصل است كه مجید را با راوی پیوند میزند. مرگ!
 در تمام داستان هیس صحنه هایی هستند كه به شكل ناگهانی ذهنیت خواننده را دچار اشفتگی و تحیر میكنند. اتفاقاتی كه شاید خواننده در انتظار آن نیست یا اصلا فكرش را هم نمیكرده.
 مثل صحنه زدن رگ، میان جهان شاه و زندانی اعدامی دیگر به اسم كتلت. یا ماجرای گروهبانی كه صمد را كشته یا رابطه راوی و نعمان و ... .
شكل روایت كاتب در این رمان نیز منحصر به فرد است. مانند نشانه­گذاریها و علامتها و به كار بردن افعال و یا طرز روایت. مانند قسمتهای زیادی كه راوی بیان میكند: «.... دلم میخواست نعمان بگوید: ....»
و بعد از این عبارت جمله كامل و جواب آن را طوری بیان میكند كه گویی واقعا چنین جمله­ای گفته شده. گویی نویسنده رخ دادن این دیالوگ یا رخ ندادن آن میان شخصیتها را به عهده خواننده میگذارد.
نمونه دیگر توضیحی است كه نویسنده در باب معنی حقیقی كلماتی مثل تیزك و زدن رگ و دریدن سینه و ... اارئه میدهد.
البته در «هیس» رگه هایی از پست مدرنیسم نیز وجود دارد. مثلا نویسنده قسمتهایی از رمان را با نقطه چین مشخص كرده كه خواننده میتواند آنها را از رمان جدا كند. و یا ضمیمه­های در انتهای رمان كه در ظاهر امر بی ربط به اصل داستان است.
محمدرضا کاتب برای آثارش نامهای متنبه و خلاف آمد عادت و جذاب و تکان دهنده ای انتخاب میکند. چیزی مثل هیس.../
از کاتب قبل تر چند رمان نوجوان و بعدتر رمان های پستی و وقت تقصیر(انتشارات نیلوفر) و آفتاب پرست نازنین(نشر هیلا) چاپ شد. کاتب از نویسندگان حلقه مسجد الجواد است؛ جایی که بچه مذهبی های علاقه مند به ادبیات، تمرین داستان نویسی و داستان خوانی داشتند. 
رمان «هیس» نوشته محمدرضا کاتب‌ که برنده جایزه کتاب سال منتقدان ۷۹ برای پنجمین بار از سوی انتشارات ققنوس با قیمت ۵ هزار تومان روانه بازار نشر شده است.

محمد آرمان
www.ghatreh.com

http://kateb1.mihanblog.com/post/11
http://ketabbaz.mihanblog.com/post/13

نظرات() 
How we can increase our height?
یکشنبه 12 شهریور 1396 12:21 ق.ظ
Hi there, its pleasant piece of writing regarding media print, we
all be aware of media is a great source of information.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

نویسندگان

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :