تبلیغات
كتابیست - سه تفنگدار- خسرو حکیم رابط

كتابیست

سه شنبه 9 اسفند 1390

سه تفنگدار- خسرو حکیم رابط

نویسنده: محمود موحدان   طبقه بندی: نمایشنامه نویسان ایرانی، 

سال 1329 از «کازرون» به «شیراز» منتقل شده ام. معلم کلاس پنجم ابتدایی.
روز سه شنبه به بچه ها می گویم که شنبه ی آینده امتحان داریم: تاریخ و جغرافی؛ به صورت شفاهی.
پنجشنبه سر کلاس: «امتحان داریم؛ تاریخ و جغرافی؛ کتبی»
نق و نق و اعتراض بچه ها که اولا شنبه امتحان داشتیم نه پنجشنبه و ثانیا شفاهی؛ نه کتبی و من می گویم همین است که هست و چند سوال بر تخته ی سیاه می نویسم. اعتراض شدیدتر بچه ها. و من می گویم «آنها که حاضر نیستند امتحان بدهند، بلند شوند، بیایند این جلو. بقیه بنویسند.»
از جمعیت شصت نفری کلاس، یک لشکر سه نفره جدا می شود و بقیه شروع می کنند به نوشتن. جبهه شکل می گیرد. می گویم « دست نگه دارید! قلم ها را بگذارید زمین! از همه ی شما ده نمره در تاریخ و ده نمره در جغرافی کم می شود در امتحان روز شنبه و این سه نفر از همین حالا یک نمره ی بیست در تاریخ و یک نمره ی بیست در جغرافی گرفته اند برای همان امتحان روز شنبه.»

غوغا بر می خیزد و من دلیلش را می گویم: « برای اینکه زیر بار ظلم رفتید، برای اینکه تسلیم زور شدید.»
«آخر ما شما را دوست داریم.
روی حرف شما که نمی شود حرف زد».
بقیه ی درس کلاس تا پایان وقت، درس «ظلم ستیزی» است.
و به هنگام تعطیلی مدرسه از ناظم مدرسه خواهش کرده ام که سه نفر از بهترین شاگردان کلاسم را به همه ی دانش آموزان معرفی کند و مدرسه، یکصدا، به احترام «سه تفنگدار»، سه بار می گوید: « هی بیپ هورا!... هی بیپ هورا!».
در آن روزگار، به علامت تشویق نه صلوات می فرستادند و نه کف می زدند؛ «هی بیپ هورا» می گفتند که هنوز هم معنی درست و شیوه ی درست نگارش کلمه ی اول را نمی دانم و چه باک؟… اما بعد از این همه سال، باکم از آن است که نه تنها سر آن سه مرد؛ بلکه سر بسیاری از مردان آن کلاس را، با آن درس «ستیز با ظلم»، بر باد داده باشم.
و این خود، چه ظلمی!
***
چه رازی است انسان! چه راز شگفت انگیزی است انسان! از خاطره ی آن «سه تفنگدار» ناگهان می آیم به سی و پنج سال بعد. در رادیو. نمایشنامه نویسی درس می دهم و نمایشنامه هم می نویسم. یک مجموعه ی رادیویی نوشته ام به نام «آهو و احمد». در صحنه ای از این نمایشنامه ها «احمد» برای فرزند نداشته ی خود وصیتی می کند:
«روشنی چشمانم! اگر به جهانی بیمار چشم گشودی که در آن، هر کس از دو داغ، یکی را باید می داشت بر پیشانی و هرکس از دو ننگ یکی را باید می خرید بر خود، تو روشنی چشمانم، مظلومیت را انتخاب کن و غارت شدگی را که این است معنای شرف انسانی در زمانه ی بیمار و بیداد و بیراه.»
سی و پنج سال عبور از راه های رنج و تغییری چنین اندک»؟!
به راستی «اندک» ؟!
نه! کجاست مرز «اندک»!
برگرفته از کتاب "من با کدام ابر / خاطره ها" به قلم استاد حکیم رابط
************
خسرو حكیم رابط : تئاتر ما ، مظلوم و وارداتی است
خسرو حكیم‌رابط ، نمایشنامه‌نویس پیشكسوت، از كندی روند صدور مجوز برای انتشار كتاب از سوی وزارت ارشاد انتقاد كرد.
حكیم رابط گفت: خوشبختانه از مدتی پیش، انتشار آثار ادبیات نمایشی مورد توجه قرار گرفته است. اما متاسفانه این كتابها نیز همچون دیگر آثار متقاضی چاپ باید تا مدتها درانتظار صدور مجوز وزارت ارشاد بمانند.
وی ادامه داد: این روزها با افزایش آثار متقاضی چاپ رو به رو هستیم از سوی دیگر حساسیتهای مسئولان ارشاد برای صدور مجوز بالارفته به همین دلیل پروسه انتشار كتابها بسیار طولانی شده است.
حكیم رابط متذكر شد: در بسیاری از موارد می‌توان با صحبت كردن با نویسندگان، مشكلات احتمالی و سوء تفاهم‌ها را رفع كرد اما متاسفانه این اتفاق معمولا رخ نمی‌دهد.
وی با تاكید بر لزوم حفظ حرمت نویسندگان گفت: هنرمندان ما در این زمان بهتر ازهر زمان دیگری، خط قرمزها را رعایت می‌كنند چرا كه هنرمندان ما وقت‌شناس وحق‌شناس هستند و سخت‌گیری بیش از حد مسئولان، به كارها لطمه وارد می‌كند بنابراین باید هنرمندان را آزاد و داوری نهایی را به عهده مردم گذاشت.
وی كه پیش از این از انتشار آثارش همزمان با برگزاری نمایشگاه كتاب خبر داده بود، به ایسنا، گفت: به دلیل روند كند صدور مجوز تصور می‌كنم تنها كتاب «روزهفتم» به نمایشگاه برسد و انتظار دیگر نمایشنامه‌ها و فیلمنامه‌هایم به زمان دیگری موكول شود.
این فیلمنامه‌نویس ضمن تقدیر از ناشرانی همچون «‌قطره»، « نیل»، « تجربه» و … در زمینه آثار تئاتری، به ایسنا گفت: نمایشنامه برای دیدن است و نه خواندن اما از آن جا كه در كشور ما بسیاری از نمایشنامه‌ها فرصت اجرا پیدا نمی‌كنند، انتشارشان اتفاق مباركی است.
حكیم رابط متذكرشد: اجرای یك نمایشنامه موجب اشتغال‌زایی می‌شود چرا كه افراد بسیاری در اجرای یك اثر مشاركت می‌كنند اما چون تئاتر در طی این سالها به طور جدی وارد زندگی و فرهنگ ما نشده، این امكان هم از هنرمندان ما گرفته شده و تنها به انتشار بسیاری از آثار اكتفا می‌شود.
نویسنده نمایشنامه‌هایی چون «‌سهراب، شنبه» و « سهراب، ساز و والی قبرستان» به ایسنا، گفت: تئاتر ما هنری مظلوم و وارداتی است و برای بسیاری از تصمیم‌گیرندگان و مردم ما ناشناخته مانده بنابراین این مظلومیت درتمام وجوه این هنر وجود دارد كه چاپ آثار ادبیات نمایشی هم ازا ین قاعده مستثنی نیست.
این استاد دانشگاه درباره استقبال ناشران از چاپ آثار ادبیات نمایشی گفت: تا جایی كه تجربه من نشان داده تا مدتی پیش به جز آثار اولیه‌ام، دیگر آثارم توسط ناشران تازه پا چاپ شدند اما اخیرا حركت خوبی را آغاز و در زمینه آثار تئاتری سرمایه‌گذاری كرده‌آند كه باید زحمات آنان را ارج نهاد.
  ایسنا , چهارشنبه 30 فروردین 1385
 http://www.hamvatansalam.com/news58924.html
سایت تئاتر سوم
 http://teatresevvom.com/view-2602.html

نظرات() 
taikalvig.bravesites.com
سه شنبه 2 خرداد 1396 11:35 ب.ظ
We're a group of volunteers and opening a new scheme in our community.
Your website offered us with valuable info to work on. You've done an impressive job and our entire
community will be grateful to you.
BHW
جمعه 25 فروردین 1396 08:43 ق.ظ
Somebody essentially assist to make significantly articles I might state.
This is the very first time I frequented your website page and to this point?
I amazed with the research you made to make this actual
publish amazing. Excellent task!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

نویسندگان

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :