تبلیغات
كتابیست - یانیس رتیسوس شاعر یونانی

كتابیست

یکشنبه 23 بهمن 1390

یانیس رتیسوس شاعر یونانی

نویسنده: محمود موحدان   طبقه بندی: شعر و شاعر، 

"اسماعیل جنتی " مدیر مسوول انتشارات یوشج درباره ریتسوس،گفت: « یانیس رتیسوس اول ماه ماه ۱۹۰۹ در مونوم واسیا متولد می شود. یانیس رتیسوس در کارنامه پرپارش حدود ۱۰۸ اثر تألیفی دارد که منتشر شده اند و ۱۲ اثر ترجمه و حدود ۵۴ اثر که هنوز که به چاپ نرسیده است . جوایز ، عنوان ها و افتخارات جهانی یانیس رتیسوس بی شمار است و مرگ یانس رتیسوس که جهانی را در اندوه و ماتمی بزرگ فرو برد ، ساعت نه و بیست دقیقه یکشنبه شب ، یازدهم نوامبر ۱۹۹۰ ، روی داد . او که در زمان حیاتش ، پیشاپیش به اسطوره ای بدل شده بود ، راه خود را آزادانه تر به سوی کمال جاودانگی پی گرفت.
مرگ ریتسوس  جهان را در اندوه فرو برد. ریتسوس در زمان حیاتش تبدیل به اسطوره شده بود، او راه آزادی را پیش گرفت . او چكامه سرای زحمت‌كشان بود.
او را طبق وصیتش در زادگاهش مونوم واسیا ، در آغوش صخره ی عظیم و شکوهمند این شهر کوچک باستانی به خاک سپردند. روانش شاد .
رتیسوس در آخرین گفت‌وگویی كه با فریدون فریاد داشت درباره ایران گفت: ایران را دوست دارم و آرزو می‌كنم ایران و سراسر جهان در آرامش به سر ببرد.
اولین بار ریتسوس با كتاب "با آهنگ باران" با ترجمه "قاسم صفوی "به مخاطبان فارسی زبان  معرفی شد و پس از آن احمد شاملو محمدعلی سپانلو، لیلی گلستان، علی عبدالهی، احمد پوری و فریدون فریاد شعرهای او را به فارسی ترجمه كرده‌اند .

**
فریدون فریاد: شعر از مهم‌ترین علایق من است و از روی عشقی كه به شعر داشتم با ریتسوس آشنا شدم و بسیار آگاهانه و از روی عشق و علاقه ای كه به زبان یونانی و شعر ریتسوس داشتم  زبان یونانی را آموختم.
در سال 1980 در سفری كوتاه به یونان، پس از 100 روز كه در آتن بودم كنجكاو شدم بدانم كه "ریتسوس "شاعری كه پیش از این با شعرهایش آشنا شده بودم زنده است یا نه؟
فكر می‌كنم درست در تاریخ 4 مرداد ماه بود كه پس از پیدا كردن آدرس او و یك مسافرت 16 ساعته بر روی آب، ریتسوس را در جزیره ساموس دیدار كردم و او بسیار خوب از من استقبال كرد و دوستی ما از همان زمان شكل گرفت.
پس از بازگشت از یونان عشق و علاقه یادگیری زبان یونانی و ارتباط برقرار كردن با ریتسوس یك لحظه مرا آرام نمی‌گذاشت، پس از آن كه دوباره به یونان باز گشتم ، وقتی توانستم زبان یونانی را یاد بگیرم، دو سال با همكاری ریتسوس شعرهای او را انتخاب و به زبان فارسی بازگرداندم.
هرجا كه در هنگام ترجمه شعرهای ریتسوس با دشواری روبه‌رو می‌شدم او خود این واژه را برای من توضیح می‌داد و همین همكاری نزدیك موجب شد كه من از او بسیار یاد بگیرم و با توجه به این كه او از اطلاعات بسیار بالایی برخوردار بود، من برای ارتباط با او باید اطلاعاتم را عمیق می كردم .
تاكنون هیچ فرهنگی فارسی- یونانی و بالعكس تالیف نشده است از اینرو مترجمانی كه از این دو زبان می خواهند ترجمه كنند با دشواری‌های متعددی روبه‌رو خواهند بود.
به نظر من ریشه زبان فارسی و یونانی بسیار مشترك است و هر 2 زبان از اهمیت و ارزش بالایی برخوردار هستند.

آثار چاپ شده یانیس رتیسوس به زبان فارسی «
۱)      با آهنگ باران ، ترجمه قاسم صنعوی
۲)      ترانه های میهن تلخ ( همراه با کاست ) ترجمه احمد شاملو
۳)      یونانیت و آخرین قرن قبل از بشر ، ترجمه لیلی گلستان
۴)      تقویم تبعید ، ترجمه فریدون فریاد
۵)      تصاویر وارونه سکوت ، ترجمه از آلمانی توسط علی عبدالهی
۶)      همه چیز راز است ، ترجمه احمد پوری
۷)      عاشقانه ها ، ترجمه فریدون فریاد
۸)      زمان سنگی ، ترجمه فریدون فریاد


بچه های ما ـ یانیس ریتسوس ـ ترجمه فریدون فریاد
این بچه ها ساعات را چسبیده به تن می پوشند
در زیر پوش های پشمی شان شپش های ستارگان در گردشند
درونِ کفش هاشان شب هنگام ماده عقابان تخم می گذارند
هر یکشنبه دو درختِ چنار را شلوار ِ پایشان می کنند
نهالِ نازکِ بادامی را پیراهنِ تن شان
دستمالی دریا و
کلاهی هوا دارند
درونِ چشم هایشان کوهی دارند ، رودخانه ای ، جنگلی
با بلوط های جنگلی، کت شان را دکمه می کنند
با چاقو قرص ِ نانِ اندوه شان را می بُرند
سنگ را می خورند ، آسمان را می نوشند
و در اندرون شان ماهِ مِه با ماهِ دسامبر
دست در دست هم بالا و پایین می روند
بازوانی نیرومند دارند
صدایی محکم و لجاجتی قاطر وار
- به عقب باز نمی گردند-
بچه های باغیرتی هستند
می دانند مبارزه یعنی چه
وظیفه یعنی چه
- کله شقها-
حتا به اندازه ی سر سوزنی از تکلیف شان پس نمی نشینند
هنگامی که شفق چادرها را گلگون می کند
هنگامی که در پس ِ سکوت
صدای نخستین شلیکِ ستاره ی شامگاهی به گوش می رسد
با پاهای باز بر سنگ می ایستند
مشت ها را درونِ جیب هایشان گره می کنند و
برای احضار ِشامگاهی بالا می روند
و سایه ی خود را مثل ِ شیر ِ به بند کشیده ای از پی می کشند
دیرگاه ، پس از جیره ی شبانه
هنگامی که باد آرام می گیرد
و ماهیانِ زرین ِ شب در لای ران هایشان می لغزند
به چراغهای برقی ِ “لاوریو” نظر می دوزند
چشمانِ خود را مثل ِگلوله هایی در قطار ِفشنگِ کهکشان فرو می کنند
و خاموش و بی سخن
راهِ چادرهایشان را در پیش می گیرند
“میخالیس” در آستانه ی در ایستاد
به جایی در دوردست ها نگریست و گفت:
« رفقای ما آن بالا می جنگند »
سخنی نگفتیم
چراغ ها را روشن کردیم


خبرگزاری كتاب ایران
 Http://www.ibna.ir/vdce.78pbjh8wn9bij.html

نظرات() 
b complex for foot pain
شنبه 17 تیر 1396 06:43 ب.ظ
These are truly fantastic ideas in regarding
blogging. You have touched some nice factors here.

Any way keep up wrinting.
https://ivettemanetta.wordpress.com/category/arch-pain/
یکشنبه 4 تیر 1396 09:51 ب.ظ
Sweet blog! I found it while browsing on Yahoo News.

Do you have any tips on how to get listed
in Yahoo News? I've been trying for a while but I never seem to get there!
Thank you
http://robynreddy.blog.fc2.com
چهارشنبه 3 خرداد 1396 03:52 ب.ظ
I savor, result in I discovered exactly what I used to be having a look for.
You've ended my 4 day lengthy hunt! God Bless you man. Have a
great day. Bye
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

نویسندگان

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :