تبلیغات
كتابیست - مروری بركتاب عشق و بانوی ناتمام اثر امیرحسن چهل‌تن

كتابیست

"عشق و بانوی ناتمام" از امیر حسن چهل‌تن روایت زیبایی است از دو موضوع كه به موازات هم پیش برده می‌شوند: یكی عشق‌های ناتمام، انتظار دائمی و نیازهای سركوب شده یك زن، دیگری چندگونگی واقعیت و دشواری نوشتن.
رمان از پنج بخش تشكیل میشود. در بخش اول بانویی پیر به نام "ملك" در یك صبح پاییزی در انتظار آمدن نویسنده ای كه باید نوشتن زندگی او را شروع كند، به یادآوری خاطرات خود می‌پردازد. خاطراتی آزار دهنده كه قصد دارد آنها را بنویسد تا بتواند فراموششان كند. درمیابیم كه او در كودكی والدینش را از دست داده و توسط عمویش بزرگ شده است. در ده سالگی عمویش او را به نامزدی پسرش فرخ در می‌آورد، پسرعمویی كه فردای روز نامزدی رهسپار اروپا بوده است. بازگشت او پانزده سال به درازا می‌كشد، و زن جوان تمام این سال‌ها را صبورانه در خانه به انتظار مرد می‌ماند. او تنها وقتی باز می‌گردد كه می‌فهمد شرط دریافت ارثیه‌اش ازدواج با دخترعمویش است. ولی پس از عقد، هیچگاه با زن هم‌بستر نمی‌شود و همواره زن را بدكاره‌ای ارزان قیمت می‌نامد.

بخش دوم، از زبان شخصیت نویسنده در داستان روایت می‌شود و شرح ملاقاتهای او با بانوی پیر و نگارش زندگینامه وی است. او ابتدا تلاش می‌كند وقایع پراكنده‌ای كه پیرزن تعریف می‌كند را انسجام بخشد و سیری منطقی به وقایع بدهد. البته این چیزی است كه خود وی می‌گوید، وگرنه ما روایت او را، به جز یك نوشته چند صفحه‌ای، در رمان نمی‌خوانیم. پیرزن برآشفته می‌شود و او را متهم می‌كند كه در روایتش دخالت می‌كند.
در بخش سوم، شخصیت نویسنده داستان را از زبان زن و از زاویه دید او بیان میكند. شرح زندگی كسالت بار زن و یك كشمكش دائمی، میان زنی كه عاشق شوهرش است و به او نیازی عاطفی و جسمانی دارد و مردی كه با تحقیر تمام اینها را از زن دریغ می‌كند. زن روزی تصمیم می‌گیرد كه برای یكبار، فقط یكبار، همانی باشد كه مرد می‌اندیشد. پس در یك میهمانی كه مرد با دوستانش حضور داشتند، به جمع آنان میرود، روسپی وارانه به رقصی شهوانی میپردازد و خود را به همه مردان عرضه می‌كند.
"من به مراسمی آیینی دعوت شده بودم، مراسمی كه البته آدابی طاقت فرسا داشت اما سرپیچی از آن ممكن نبود. یا اگر بود گناهی بزرگ به حساب می‌آمد و عقوبتی سخت داشت. دیدم چقدر سخت است اقرار به گناهی كه دیگران عاملش بودند. این گناه، كوتاهی در انجام وظیفه ای بود كه همه مادرانم از زیر بارش شانه خالی كرده بودند. انگار قرار بود توقع همه اجدادم، همه‌ی ایل و تبارم را برآورده كنم. توقعی كه برآورده نمی‌شد و در انتظار آن مرده بودند. دلشان می‌خواست همانی باشم كه آرزویش را داشتند، این آرزوی بزرگشان بود. و همین بود جوهره و اساس رابطه‌ی من كه یك زن بودم با آنها كه همگی مرد بودند."
بخش چهارم و پنجم، از زبان شخصیت نویسنده‌ی دیگری روایت میشود. شخصیت نویسنده اول، كه واقعیت ماجرا را چیزی متفاوت با روایت زن دیده و از به پایان بردن داستان عاجز مانده است، از ادامه كار سر باز می‌زند و اتمام آن را بر عهده نویسنده دوم می‌گذارد. شخصیت نویسنده دوم كه با دیدی ژورنالیستی به ماجرا می‌نگرد، زن را نمی‌یابد و و سعی می‌كند از لابلای قطعات پراكنده داستان زن، ابهامات فراوان ماجرا را رمز گشایی كند...
***
كلمه‌ی "ناتمام" در عنوان این كتاب، هم به عشق‌های نیمه كاره و ناتمام شخصیت اصلی داستان اشاره دارد و هم به ناتمام بودن رمان و حالت تعلیق و عدم قطعیتی كه در تمام متن داستان ایجاد می‌شود.
این عدم قطعیت و سیال بودن واقعیت بر سراسر رمان حاكم است. مهندس مقیمی (دوست خانوادگی آنها) كیست و آیا با ملك سر و سری داشته است؟ بر سر شوهر چه آمده است؟ مرده است، او را كشته‌اند، یا زنده است و هر هفته دسته‌ای گل در خانه می‌فرستد (صفحه 125)؟ واقعیت ارتباط ملك و فرخ كدامیك است، آنچه ملك روایت می‌كند، آنچه شخصیت نویسنده اول استنباط می‌كند، یا آنچه خواننده رمان از ماجرا درمی‌یابد؟ آیا زن به همان معصومیتی است كه خود به اصرار بیان می‌كند، و یا قاتلی است بیرحم، و یا ابزاری در دست مرد دیگری كه برای بهره بردن از او تمام این كارها را به وی تحمیل می‌كند؟ آیا اصلا شخصیت زن واقعی بوده است، و یا ساخته ذهن شخصیت نویسنده اول، و یا ساخته ذهن شخص دیگری كه شروع داستان كار او بوده است (صفحه 179)؟ آیا نویسندگان قبلی خود از به پایان بردن داستان خودداری كرده‌اند و یا توسط زن به قتل رسیده‌اند؟ آیا مهندس مقیمی نیز در انتهای داستان توسط پیرزن به قتل می‌رسد؟ هركدام از وقایع رمان از دید شخصیت‌های مختلف به گونه‌ای متفاوت روایت می‌شوند و در انتها خواننده رمان نیز روایت خود را از ماجرا خواهد داشت.
رمان بر دشواری نوشتن رمان رئالیستی تاكید می‌كند. هیچ داستانی به اندازه یك بیوگرافی بر واقعیت تكیه ندارد، با این همه چرا شخصیت نویسنده اول از به پایان بردن آن احساس عجز می‌كند؟ به خصوص كه شخصیت نویسنده چندمین نفری است كه قرار است این كار ناممكن (نوشتن زندگی زن) را به انجام برساند. و حتا همانطور كه در بالا اشاره شد ظاهرا روایتی كه شخصیت نویسنده اول نوشته است هم ادامه‌ای بوده است بر كار نویسنده‌ای قبلی كه در داستان نامی از او نیست.
تغییر نویسنده در بخش های انتهایی داستان نه تنها بر دشواری به پایان بردن یك رمان تاكید می‌كند، بلكه ترفند ظریفی است كه هم تخیل خواننده را برای رمز گشایی از داستان آزاد می‌گذارد، و هم یكی از پایان‌های محتمل بر داستان را توسط شخصیت نویسنده دوم ارائه می كند. برداشت خواننده لزوما" همان نیست كه شخصیت نویسنده دوم برداشت كرده است، چرا كه او پیرزن را ملاقات نمی‌كند و اطلاعاتی بیش از آنچه در اختیار خواننده است نداشته است.
تمثیلات در داستان با ظرافت به كار گرفته شده اند. برای نمونه نگاه كنیم به انتهای بخش سوم. شخصیت نویسنده به رازی پی می‌برد كه زن مایل به پنهان كردن آن بوده است، و ظاهرا بهای آن را باید با جان خود بپردازد. قصد زن از كشتن او (كه انجام نمی‌گیرد) با دو اشاره‌ی كوتاه بیان می‌شود: دعوت به نوشیدن قهوه، و پیش از آن بوسه ای تلخ بر لبان وی (بوسه مرگ). از این گونه تمثیلات در داستان به دفعات استفاده می‌شود كه مطالعه رمان را برای خواننده‌ی نكته سنج به تجربه‌ای لذت بخش تبدیل می‌كند.
زبان رمان، به مانند سایر آثار آقای چهل‌تن، قوی، منسجم و زیبا است. داستان خواننده را تا انتها با خود می‌كشاند و با وجود طرح معما گونه داستان، چند گونگی واقعیت، پرش های زمانی پیاپی، تغییر زاویه دید و راوی ماجرا در هر بخش، وجود تمثیل‌ها، حضور نویسنده در رمان، ناتمام ماندن قصه و تغییر نویسنده، هیچ‌گاه ارتباط خواننده با داستان قطع نشده و قصه روانی خود را تا انتها حفظ می‌كند.
امین مسعود

عشق و بانوی ناتمام/ امیرحسن چهل‌تن
نشر نگاه، 1381، 198 صفحه

سخن
http://www.sokhan.com/articles.asp?id=9438121001

نظرات() 
What is limb lengthening surgery?
شنبه 11 شهریور 1396 11:42 ب.ظ
you are actually a good webmaster. The web site loading speed is incredible.
It sort of feels that you are doing any distinctive trick.

Also, The contents are masterwork. you've done a fantastic activity in this matter!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

نویسندگان

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :