تبلیغات
كتابیست - داستان و سیاست - امیر حسن چهل‌تن

كتابیست

 پیدایش داستان نویسی جدید فارسی از تبعات نو شدن جامعه و یا تفهیم ضرورت آن نبوده است بلكه در عمر تقریبا صد ساله‌ی خود در جهت تبلیغ این ضرورت و یا حتی به عنوان یكی از اركان مهم تجدد عمل كرده است. ورود زبان ساده و بی تكلف عامه‌ی مردم به ادبیات تقریبا همزمان بود با تشخص آحاد مردم در مجموعه‌ای به نام «ملت». این همزمانی و آن ضرورت تكلیفی را به دوش این ادبیات گذاشت كه از آن به عنوان فایده بخشی ادبیات تعبیر كرده‌اند. این تز در مقابل ادبیات مصنوع و متكلف و بی فایده‌ای كه دو سه قرنی در صحنه ادبی ایران رقیب بی منازع بود، قد علم می‌كرد و در اولین قدم سیاست را هدف اصلی نوشته قرار می‌داد. هیچیك از نویسندگان نسل اول داستان نویسی جدید ایران در مقام نظر مقابله‌ای جدی با آن نكرد و شاید در همدلی در همین تز بود كه نویسنده‌ی «بوف كور»، پیشروترین ایشان، «حاجی آقا» را هم نوشت كه یك انتقاد تند اجتماعی بود از دورانی كه مهر پررنگ دیكتاتوری رضاخانی بر آن خورده بود.

تبلیغات حزبی مبتنی بر منحط ترین قرائت از ایدئولوژی چپ به این سوء تفاهم دامن زد و هیاهوی «ادبیات در خدمت مردم» در دوره های مختلف،‌ هدایت، چوبك،‌ گلستان، مهشید امیر شاهی، بهرام صادقی و هوشنگ گلشیری را در سایه قرار داد. و این بزرگ ترین بحرانی‌ست كه ادبیات جدید ایران از آغاز تا به امروز با آن روبروست.
از عجایب روزگار یكی هم این بود كه نویسنده ی ضد چپ جلال آل احمد، لابد در توافقی اعلام نشده با گروه های عقب مانده‌ی چپ جهان سومی، با نگاهی ابزاری به ادبیات نه تنها بر این فایده بخشی پای می فشرد بلكه آن را سلاحی برای مبارزه با استعمار، امپریالیسم یا چیزهای دیگر می دانست. حضور عصبی و موثر او در میان طیف قابل ملاحظه‌ای از روشنفكران معاصر و نفوذی كه بر ایشان داشت باعث دوام فضایی می شد كه در آن آثار نویسندگانی همچون جویس و ویرجینیا ولف در سایه ی آثار رولان و سارتر قرار بگیرند. او كه در عمرش هیچ اثر ادبی‌ی باارزشی نیافرید نویسنده‌ی توانا و خوش قریحه‌ای همچون غلامحسین ساعدی را نیز فلج كرد. او در بستر مرگ از این تقدیر تلف كننده شكوه سر می‌دهد: «در گیری سیاسی تا به‌حال نگذاشته است كه به این كار (نویسندگی) بپردازم. كار اصلی من مبارزه با مرگ است. من نمی خواهم بمیرم...»(1)
او البته می میرد، در بیست و سوم نوامبر 1985 در پاریس و در یك تبعید خود خواسته ی سیاسی.
گرایش به تز فایده بخشی ادبیات تقریبا در همه‌ی آثار معتبر داستانی‌ی معاصر فارسی، بنا به مقتضیات هر دوره و نیز بر اساس سبك و سیاق هر نویسنده قابل ردیابی‌ست. و چون امری ناگزیر از یك سو دامنه‌ی خلاقیت را محدود می كند و بنابراین اثر را از نزدیك شدن به قله‌های رفیع هنری دور می سازد و از سوی دیگر طیف مخاطبان شرطی شده را گسترش می‌دهد. شاید به خاطر همین ناگزیری ست كه نویسنده ای چون هوشنگ گلشیری (2000 – 1937 ) كه به عنوان نویسنده‌ای فرمالیست بیشترین توجه را به فرم نشان داده است باز هم در عمق نویسنده‌ای سیاسی‌ست كه توانسته از موضوع فاصله بگیرد و از منظری تاریخی به شرایط روز جامعه‌ی ایران نگاه كند. این نگاه البته منحصر به او نیست و می توان آن را یكی از ویژگی های ممتاز ادبیات دو دهه‌ی اخیر ایران دانست.
1- الفبا، شماره 7 ، پاریس 1986
امیرحسن چهلتن زاده ۹ مهر ۱۳۳۵ نویسنده ایرانی و عضو کانون نویسندگان ایران است. آثار او بارها نامزد جوایز مختلف ادبی از جمله جایزه هوشنگ گلشیری و کتاب سال جمهوری اسلامی بوده‌است.
او در دوره بیست و چهارم جایزه کتاب سال با داستان سپیده‌دم ایرانی نامزد این جایزه شد، اما در اعتراض به عملکرد وزارت ارشاد از نامزدی انصراف داد.


پاراگراف
http://parageraf22.blogfa.com/post-374.aspx

نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

نویسندگان

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :