تبلیغات
كتابیست - مجموعه اشعار هما میر افشار (3)

كتابیست

یکشنبه 29 خرداد 1390

مجموعه اشعار هما میر افشار (3)

نویسنده: محمود موحدان   طبقه بندی: شعر و شاعر، 

هما همایون ( میرافشار)،در سال ۱۳۲۵ در تهران متولد شد .وی سرودن شعر را در سال‌های دبیرستان اغاز کرد . چندین سال بعد هما با علی میرافشار ازدواج کرد و بعد از ان نام خانوادگی خود را به میرافشار تغییر داد .
هما شعر، عکس، و داستان در یک روزنامه و یک هفته نامه منتشر می‌کرد . وی دارای دو فرزند است یک پسر به نام کیوان ( کوین ) ویک دختر به نام کتایون .
وی همراه با گروهی با اسدالله ملک کار تعلیم را آغاز کرد و در سال ۱۹۶۲ از دانشگاه موسیقی با درجه بالا فارغ تحصیل شد هما میر افشار از همان اغاز کار با خوانندگان معروف ایرانی همکاری داشته‌است.
وی در سال ۲۰۰۵ برنده Persian Golden Lioness Awards از اکادامی موسیقی شده‌است .
ترانه‌های هما میرافشار دارای سبکی خاص و بسیار زیبا هستند .
هما میرافشار در این سال‌ها دو کتاب با نام‌های «گلپونه‌ها» و «آلاله‌ها» منتشر کرده‌است . وی اکنون ساکن لوس‌آنجلس است.
گزیده ترانه‌ها
- «شب» (شب بلند و دل من در تب و تابه وای...) - موسیقی و تنظیم: ناصر چشم‌آذر، خواننده: حمیرا
- «هوس میکده» (هوس میکده داره دل دیوونهٔ من...) - خواننده: گلپایگانی
- «ساغر هستی» (تو ای ساغر هستی، با کامم ننشستی...) - موسیقی: جمشید شیبانی، تنظیم: شهرداد روحانی، خواننده: هایده
- «نوبهار» (هموطن آمد دوباره نوبهار...) - موسیقی: مرتضی برجسته، تنظیم: اف.ام فیلارمونیک، خوانندگان: ویگن، عارف، ستار، مرتضی، لیلا فروهر، فتانه.
- «انتظار» (وای که انتظار میکشه منو...) - موسیقی و تنظیم: بابک افشار - خواننده: شکیلا
- «گلپونه‌ها» (گلپونه‌های وحشی دشت امیدم، وقت سحر شد...) - موسیقی و تنظیم: حسین پرنیا - خواننده: ایرج بسطامی

پروانه
پروانه ، ای از عشق و ناكامی نشانه
ای یادگار عاشقی در این زمانه
در شعله می سوزد پرت پروا نداری
پروای جان در حسرت فردا نداری
سودا مكن جان در بهای آشنایی
دیگر ندارد آشنایی ها بهایی
پروانه ، این دلها دگر درد آشنا نیست
در بزم مستان هم ، دگر درد آشنا نیست
پروانه ، دیگر باده ها مستی ندارد
جز اشك حسرت ، ساغر هستی ندارد
پروا كن از آتش ، كه می سوزد پرت را
یكدم نسیمی می برد خاكسترت را
پروانه ، آن شمع امید شام تارت
آخر سحر گه می شود شمع مزارت
                      
****
مرا در سینه پنهان كن ،
رهم ده در دل پر مهر و احساست
مرا مگذار تنها ، ای دلیل راه امیدم
بهشتم ، آسمانم ، شعر جاویدم
****
مرا بگذار تا زنجیری زندان غم باشم
برایت قصه ها خوانم ،
بپایت شعر ها ریزم .
مرا بگذار تا مستانه در پای تو آویزم
****
مرا در دیده پنهان كن
كه شبها تا سحر رویای آن چشم سیه گردم
مرا مگذار تا دور از تو ای هستی ، تبه گردم
****
ز پایم بند دل مگشا ،
مرا بگذار تا كاخی برایت از وفا سازم
ترا از آرزوهایت جدا سازم ،
ترا با كعبه ی دل آشنا سازم
****
بیا با من ، بیا تا در میان موج دریا ها ،
میان گردباد سخت صحرا ها
كنار بركه های غرق نیلوفر ،
تهی از یاد فرداها
ز جام چشمهای تو می ناب نگه نوشم ،
****
منم آن مرغك وحشی ،
قفس مگشا .
ز پایم بند دل را بر مدار ف ای آشنای من
مرا بگذار تا عمری اسیر ارزو باشم ، سراپا گفتگو باشم ،
شه من ، شهرزاد قصه گو باشم
****
مرا از سینه یادم را
مرا از كف مده آسان
منه امید جاویدم
بلوح عشق من پایان . .
****
 ترا من بقدر خدا دوست دارم
ترا چون نسیم صبا دوست دارم
ترا چون حدیث وفا دوست دارم
چو حل گشته ام در وجود تو با خون
ترا از من و ما ، جدا دوست دارم
دلم را كسی جز تو كی می شناسد
ترا ای بدرد آشنا ، دوست دارم
چو بیمار جان بر لبم از جدایی
گل بوسه را چون دوا ، دوست دارم
بلای وجودی ، مرا مبتلا كن
ز هستی گذشتم ، بلا دوست دارم
مگیر از سرم سایه شهپرت را
ترا همچو فر هما دوست دارم
بشبهای تاریك و تلخ جدایی
خیال ترا چون دعا دوست دارم
قسم بر دوچشمان غم ریز مستت
ترا من بقدر خدا دوست دارم
*******
 میرسی از راه روزی با شناب
خسته و غمدیده و افسرده جان
دیده میدوزی بسوی كاجها
میكنی پاك از محبت گردشان
بشكند جام بلورین سكوت
از صدای آشنای زنگ در
می هراسد مرغكی بر شاخ بید
میكشد از روی گل پروانه پر
منتظر میمانی آنجا آنجا لحظه ای
تا صدای گرمی آید كیست كیست ؟
زیر لب مینالی آنگه با دریغ
دیگر آن امید جانم نیست نیست
در فضای خالی و خاموش سرد
بر نمی خیزد صدای پای او
پر نمی گیرد شتابان سوی در
گرم و غوغا آفرین بالای او
دیدگانش غرقه در نور صفا
بر دو چشمانت نمیخندد دگر
آن دو بازوی سپید و مرمرین
راه بر رویت نمی بندد دگر
می نمی ریزد از آن چشمان مست
گل نمی ریزد بپایت خنده اش
بوسه ای دیگر نمی بخشد ترا
آن لب از عطر گل آكنده اش
پیش چشمانت همه بگذشته ها
رنگ می گیرند و غوغا می كنند
در دلت آن خاطرات غمفزا
شعله اندوه بر پا می كنند
یادت آید - چون بدل غم داشتی
آن دل درد آشنا دیوانه بود
تا سحر گاهان كنارت مینشست
از همه خلق جهان بیگانه بود
یادت آید - قهر كردنهای او
درمیان گریه ها خندیدنش
زیر چشمی بر تو افكندن نگاه
چون تو می دیدی نگه دزدیدنش
مشت می كوبی بدر ، با خشم و درد
كاین منم در باز كن در باز كن
با سلام و بوسه ها جانم ببخش
مرغك من سوی در پرواز كن
نرم بر می خیزد از سویی نسیم
زیر لب گویی صدای پای اوست
رهگذاری نغمه ای سر می دهد
كیمیای زندگانی ، دوست دوست
غرق حسرت می كشی آهی ز دل
كای دریغا از چه رو ازردمش
دوست با من بود و غافل ازو
چون گلی در دست غم پژمردمش
اشك می غلطد فرو بر چهره ات
راه بر گشتن برویت بسته است
وه چه آسان دادی از كف آنچه بود
پشت سر پلها همه بشكسته است
*****
تو ای جان ودل من ،هستی من
تو ای در شام غمها ، مستی من
تو ای بنشسته با خون در وجودم
تو ای امید و عشق و تار و پـــودم
تو در چشم منی ، هر جا که هستم
تو را هر جا که هستی ، می پرستم
شرابی ، شعر نابی ، هر چه هستی
مرا از هـر چه غــیر از خود گســستی
دل درد آشنا را در تو دیدم
تو میدانی خدا را در تودیدم
نمی دانم که بی تو کیستم من
اگر روزی نباشی نیستم من
دراین سینه دلی دیوانه دارم
چه گویم دشمنی در خانه دارم
مبادا لب نهاد بر جام دیگر
نشیند بر لبانش نام دیگر
من از این گفته ها می لرزم و باز
باو گویم که : ای با سینه دمساز
بجز من آرزویی در دلش نیست
بجز نقش محبت در گل اش نیست
بدلها گر وفا همچون سرابست
دل او در محبت یک کتابست
نگاهش با نگاهی آشنا نیست
به محراب دلش غیر از صفا نیست
ولی با این دل غافل چه سازم ؟
نمی گردد اگر عاقل چه سازم ؟
حسد با خون بود نقش وجودش
همین است ار بسوزی تار و پودش
اگر آسوده هم ماند که دل نیست
دل است این نازنینم سنگ و گل نیست
*******
 یادته ٬ یادته ٬ روزای آخر یادته
اون روزا یادته ٬ گلای پر پر یادته
چه دل تنگم برای تو ٬ برای چشم غمگینت
برای بیقراری هات ٬ حسادت های شیرینت
بگو یادت نرفته ٬ منو یادت نرفته ٬ یادته
یادته چه حالی داشتم ٬ یادته
لحظه ی دیدنت آروم نداشتم ٬ یادته
چه روزا و چه شب هایی که با یاد تو سر کردم
تو بودی همسفر با من
نگو بی تو سفر کردم
بگو بگو بگو که هنوز یادته
یادته ٬ روزای آخر یادته
اون روزا یادته ٬ گلای پر پر یادته
تو هم شبهای بی من بگو خوابت نرفته
هنوز یادت نرفته ٬ منو یادت نرفته
یادته ٬ یادته ٬ یادته ٬ یادته

http://forum.patoghu.com/thread35435.html

نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

نویسندگان

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :